در باره تغییرات جدید کتاب درسی"تاریخ ایران وجهان(1)"
باسمه تعالی
درباره تغییرات جدید کتاب درسی
تاریخ ایران و جهان (1) کد 4/235
چاپ 1388
فیروز آزادی
اسفند ماه 1388
مشخصات کتاب جدید
وزارت آموزش و پرورش
تاریخ ایران و جهان (1)
سال دوم آموزش متوسطه
رشته ادبیات و علوم انسانی
مؤلفان : مسعود جوادیان ، دکتر عبدالرسول خیر اندیش ، محمد علی علوی کیا ، دکتر جواد عباسی ، دکتر طوبی فاضلی پور ، دکتر فهمیه فرهمند پور با همکاری حشمت اله سلیمی
ناشر : شرکت چاپ و نشر کتاب های درسی ایران
سال انتشار و نوبت چاپ : چاپ دهم 1388
آغاز سخن
بر همگان روشن و مبرهن است که کتاب های درسی چه اهمیتی در فرهنگ و دانش یک جامعه دارد . تولید و انتشار کتاب های درسی مهم ترین برنامه آموزشی و فرهنگی متولیان آموزش و پرورش کشور است.
از این رو اصلاح ، تغییرات لازم و به روز آوری مطالب کتب درسی از مهمترین ضروریات است . در این میان کتاب درسی تاریخ از اهمیت ویژه ای برخوردار است . هم بدان جهت که مانند بسیاری از کتب مختص همه دانش آموزان کشور است - حتی اقلیت های قومی و مذهبی ـ و هم به دلیل نقشی که در پایه های هویت یک جامعه ایفا می کند .
مسئولین محترم تألیف کتب درسی و دفتر گروه تاریخ آموزش و پرورش بار ها در مقالات و مصاحبه ها و گزارش های خود بر این امر تأکید کرده
کتاب های تخصصی درس تاریخ که ویژه ی رشته ی ادبیات و علوم انسانی است ، چند دوره ای است دستخوش تغییر و اصلاحات اساسی گردیده است .
تاریخ ایران و جهان (1) به علت آغاز آشنایی دانش آموز با تاریخ تأثیری بسزایی در انگیزه ی دانش آموزان خواهد داشت . این کتاب از سال 1380 تا کنون (سال 1388) بدون اصلاح و تغییر باقی بود . سال تحصیلی 89-88 بازنگری کلی شد و به ویژه قسمت مربوط به تاریخ اسلام که شامل بخش سوم کتاب است تغییر کلی کرده است .
در این نوشتار ضمن نگاهی کلی به تغییرات فصول متعدد کتاب ، درس های بخش سوم [تاریخ اسلام] مورد مداقه بیشتری قرار می گیرد . تلاش شده است نکات مثبت و منفی تغییرات کتاب در کنار هم یادآوری شود . و پیشنهاداتی چند برای بهتر شدن کتاب ارائه گردیده است . محور اصلی این مقاله مقایسه ی کتاب فعلی با کتاب قبلی (چاپ قبل از 1388) است .
نگاهی به تغییرات کلی کتاب
یکی از اهداف اصلی اصلاحات جدید کم حجم کردن کتاب است . از این رو بسیاری از مطالب « کادر رنگی» که عناوینی مثل بیشتر بدانید و یک توضیح و یا فکر کنید و پاسخ دهید، داشت ، حذف شده است .
از مدت ها قبل گفته می شد : کم حجم نشان دادن کتاب موجب کاهش وحشت کاذب دانش آموزان می شود . اما بهتر است در این راستا اصل فدای فرع نگردد و هدف اساسی تدریس تاریخ به عنوان یکی از پایه های هویت جامعه با دقت و حساسیت بیشتری بررسی گردد .
مؤلفان محترم «محدودیت ساعات تدریس ، ظرفیت ذهنی فراگیران ، خلاصه نویسی و ساده نگاری» را به عنوان یکی از علل تغییرات فعلی عنوان کرده اند .
کتاب فعلی نسبت به کتاب قبلی[1] 24 صفحه کمتر شده است و تعداد درس ها از 24 به 22 درس کاهش یافته است . علت این کاهش حجم بیشتر به دلیل حذف مطالب داخل کادر رنگی بوده است . در ضمن دو درس «پیش از تاریخ» و «چین و هند» رنگی شده یعنی برای مطالعه است و در ارزشیابی ها مورد پرسش قرار نمی گیرد . در کتاب قبلی براساس بارم بندی طرح سؤالات ، در امتحان نوبت دوم 5 درس اول حذف بود و سؤالی از آن ها طرح نمی شد . البته معلمان بایستی نوبت اول براساس بارم بندی نوبت اول از این 5 درس سؤال طرح می کردند . به نظر نگارنده و برحسب 17 سال سابقه تدریس تاریخ ما درس پیش از تاریخ و روند تحولات زندگی بشر در سپیده دم تاریخ جذابیت زیادی برای دانش آموزان دارد و زودتر از درس های دیگر حس «تاریخ دوستی» آنها را تحریک می کند . پس بهتر است این درس دوباره به عنوان درس اصلی قرار گیرد و مانند کتاب قبلی در ارزیابی نوبت دوم لحاظ نگردد .
از جمله اقدامات دیگری که برای کم حجم نشان دادن کتاب صورت گرفته است کوچک کردن اندازه ی تصاویر و نمودار هاست . اما بهتر است در حذف برخی از تصاویر مانند حذف تصویر دو سکه عصر اشکانی در درس 8 (اشکانیان) ، حذف تصویر دو سکه ی عهد ایلخانی در درس 19 کتاب فعلی تجدید نظر کرد .
از جمله تغییرات دیگر این کتاب نسبت به کتاب قبلی این است که سال های حکومت ها و حیات اشخاص از راست به چپ نوشته شده است ولی کتاب قبلی از چپ به راست بود . به عنوان مثال کتاب قبلی دوره ی امویان را (132-41) ذکر کرده بود ولی کتاب جدید (41-132)آورده است .
نگاهی به تغییرات و اصلاحات درس ها در مقایسه با کتاب قبلی
- درس 1 تقریباً تغییری نکرده است و درس دوم کتاب قبلی با عنوان «پیش از تاریخ» برای مطالعه قرار داده شده است .
- درس 2 «تمدن در میان دورود تقریباً مانند درس سوم کتاب قبلی است و درس چهارم کتاب قبلی با عنوان «چین و هند باستان» برای مطالعه تعیین شده است .
- درس 4 «سرزمین و مردم ایران قبل از آریایی ها» با عنوان بندی جدید مرتب شده و قسمتی با عنوان «تمدن جیرفت» به آن اضافه شده است . همچنین قسمت «مقام و منزلت زن در ایلام باستان» از حالت رنگی (بیشتر بدانید) به قسمت اصلی درس منتقل شده است . به نظر نگارنده این اقدام یک رویکرد مفید است . و در این راستا بهتر است دوکتاب «جیرفت ، کهن ترین تمدن شرق ایران» نوشته ی یوسف مجید زاده و «حفریات باستان شناسی . . . اداره کل میراث فرهنگی کرمان» به فهرست آخر کتاب اضافه گردد . در این درس قسمت «در باب تمدن بوشهر قدیم» که در صفحه 49 کتاب قبلی به صورت یک توضیح آمده بود ، حذف شده است .
- درس 5 «تلاش برای زیستن ، آریایی ها از مهاجرت تا تشکیل حکومت» شبیه درس 7 کتاب قبلی است . ولی قسمت «معماری و هنر ماد ها» و «هرودت پدر تاریخ» که در صفحه 56 کتاب قبلی وجود داشت حذف شده است .
- مطالب درس 6 با عنوان «هخامنشیان» مانند کتاب قبلی است . فقط برخی تصاویر جابجا شده است و قسمت بیشتر بدانید صفحه 67 کتاب قبلی که در مورد «تخت جمشید و سوزاندن آن وسیله اسکندر» بود حذف شده است .
- درس 7 «یونان و روم» همانند درس 9 کتاب قبلی است . اما اسامی فیلسوفان یونان و توضیحات آن را حذف کرده است . همچنین قسمت بیشتر بدانید صفحه 77 کتاب قبلی «بازی های المپیک» حذف شده است .
- درس 8 «اشکانیان» مانند درس 10 کتاب قبلی است . ولی قسمت بیشتر بدانید ، «جاده ی ابریشم» که در صفحه 83 کتاب قبلی بود ، حذف شده است .
- درس 9 «ساسانیان» تغییرات بیشتری از درس قبل دارد به ویژه درج تصویر کتاب «کارنامه ی اردشیر بابکان» و عنوان بندی و شماره گذاری اقدامات انوشیروان و برخی عنوان بندی های دیگر از تغییرات مثبت این درس محسوب می گردد . در این درس قسمت بیشتر بدانید با عنوان «سرشماری و جاسوسی» در مورد جنگ های ایران و روم که در صفحه ی 93 کتاب قبلی بود حذف شده است .
- بیشتر تغییرات در بخش سوم ، با عنوان «ظهور اسلام حرکتی تازه در تاریخ» روی داده است که با توجه به اهمیت این تغییرات و نیز ارتباط رشته تخصصی نگارنده ـ تاریخ اسلام ـ با این موضوع آن را در بخش جداگانه ای مورد نقد و بررسی بیشتر قرار می دهیم . بنابراین بررسی درس های 10 الی 14 در قسمت بعدی قرار می گیرند .
- درس 15 ، «ایران در قرون نخستین اسلامی» (1) است که در مقایسه با کتاب قبلی حوادث مربوط به دو قرن اول هجری خلاصه تر شده است و از تکرار برخی از مطالبی که در دروس قبلی آمده بود [در کتاب قبلی] احتراز شده است . در کتاب قبلی جنبش های سیاسی و اجتماعی ایرانیان در دو قرن اول هجری به چهار دسته تقسیم شده بود . [صص 146 و 147 کتاب قبلی] ولی در کتاب جدید جنبش ها را به دو دسته یکی آنهایی که رنگ ملی داشتند و یکی هم جنبش هایی با رنگ اسلامی که برای استقلال کشور تلاش می کردند ، تقسیم کرده است . البته جنبش های دارای رویه ی اسلامی ایرانیان را در دو دسته سیاسی و شیعی به صورت جداگانه آورده است [ص 132 و 133] . به طور کلی یکی از رویکرد های جدید در کتاب فعلی ـ چنانچه در قسمت بعدی بیشتر توضیح داده می شود ـ پر رنگ کردن علاقه ایرانیان به تشیع حتی از دوران صدر اسلام است . که البته این ادعا بایستی در جای خود مورد نقد جدی قرار گیرد . در این درس مطالب مربوط به طاهریان در آغاز مانند کتاب قبلی است ولی مطالب آخر این بحث در باب روابط طاهریان و عباسیان که در صفحه ی 149 کتاب قبلی وجود داشت حذف شده است . و مرحله ی دوم قدرت گیری یعقوب لیث صفاری خلاصه تر شده است [ص136] . همچنین قسمت بیشتر بدانید در مورد «قیام یحیی بن زید در خراسان» که در صفحه ی 152 و 153 کتاب قبلی بود ، حذف شده است .
- درس 16 «ایران در قرون نخستین اسلامی» (2) قسمت سامانیان با عنوان «سامانیان پیشینه ی تاریخی» شروع شده است و در نگاه اول چنین برداشت می شود که همه ی مطالب در مورد پیشینه ی آنها است . پس بهتر است عنوان کتاب قبلی «سامانیان احیا گر فرهنگ ایرانی» دوباره انتخاب گردد . در این قسمت ، هر چند توضیحات مربوط به سامان خداۀ و حکومت شهر های ماوراءالنهر که به فرزندانش واگذار شد [در قسمت پاورقی ص 145 کتاب قبلی بود] حذف شده است . ولی درج مطالبی در مورد اهمیت شهر بخارا در دوره سامانیان و به ویژه کتابخانه ی معروف آن ها با استناد به سخن ابن سینا بر پرباری مطلب افزوده است [ص 139] . قسمت مربوط به علویان طبرستان در کتاب جدید مرتبه بندی شده است و برای هر قسمتی عنوانی با تیتر درشت نوشته شده است ولی نام آخرین امیر علوی (حسن به قاسم) حذف شده است[ص 140] . و نیز صفحه 140 و 141 مطالب مربوط به «زیاریان» عنوان بندی شده است . مطالب مربوط به «آل بویه» ضمن عنوان بندی ، علل سقوط آن تعدید «عدد گذاری» شده است . و قسمت بیشتر بدانید صفحه 158 کتاب قبلی در مورد «خاندان بلعمی» حذف شده است .
- درس 17 «ایران از غزنویان تا مغول» مطالب کتاب فعلی در مورد «غزنویان» همانند مطالب کتاب قبلی است [صص 144 و 148] . ولی 6 سطر آخر صفحه 164 کتاب قبلی در مورد سرنوشت غزنویان پس از مسعود و حکومت آنها در لاهور هند حذف شده است .
- مطالب مربوط به «سلجوقیان» در صفحات 148 و 149 و 150 کتاب فعلی مانند مطالب کتاب قبلی است ولی قدری خلاصه تر شده است . اما قسمت بیشتر بدانید صفحه 170 و 171 کتاب قبلی در مورد «اسماعیلیان» حذف شده است و مطالب «خوارزمشاهیان» همان است که در کتاب قبلی بود .
- درس 18 «تاریخ ایران از مغول تا صفویه» در این درس مطالب و پاراگراف های آن «عنوان بندی» شده است . و قسمتی از حوادث تاریخی ایران پس از سقوط ایلخانان که به «عصر حکومت های محلی» شهرت دارد ، حذف شده است . بهتر است ما نقد کتاب قبلی در ادامه صفحه 160 نام و قلمرو فرمانروایی حکومت های محلی ایرانی نوشته شود . مطالب مربوط به «تیموریان» با اندکی تصرف و تغییر مانند کتاب قبلی است [ص 162 تا 164] .
در این درس بهتر است در جمله ی «همزمان با این رویداد ها بود که حکومت صفوی در غرب ایران جای حکومت ترکان را گرفت» به جای کلمه ی «ترکان» کلمه ی «ترکمانان» جایگزین شود . زیرا دولت های قراقویونلو و آق قویونلو در تاریخ ایران به ترکمانان مشهور هستند و حتی در صفحه ی 163 کتاب به این عنوان اشاره شده است . قسمت بیشتر بدانید ، در مورد «سفیر اسپانیا در ایران در عصر تیمور» که در صفحه ی 181 کتاب قبلی بود حذف شده است .
- درس 19 «تمدن و فرهنگ ایران از آغاز اسلام تا پایان قرن نهم» درست همان مطالب درس 21 کتاب قبلی است ، فقط حجم برخی از تصاویر کمتر شده است . اما تصویر دو کتاب تاریخی ، «مروج الذهب مسعودی» و «تاریخ طبری» در صفحه ی 172 کتاب جدید اضافه شده است . البته مطالب ، یک توضیح صفحه ی 189 کتاب قبلی با عنوان «وزیران کتاب دوست» و بیشتر بدانید صفحه 193 و 194 کتاب قبلی حذف شده است .
- درس 20 مربوط به بخش پنجم کتاب است و عنوان آن «اروپا در قرون وسطا» است . این درس تقریباً همانند درس 22 کتاب قبلی است و مانند سایر صفحات کتاب تصاویر کوچک تر شده اند و قسمت بیشتر بدانید صفحه 202 کتاب قبلی «هنر کلیسایی» حذف شده است .
- درس 21 «جنگ های صلیبی» تقریباً دست نخورده به مانند درس 23 کتاب قبلی است . فقط برخی پاراگراف های آن عنوان بندی شده است . اما قسمت بیشتر بدانید ص 206 کتاب قبلی «جنگ های صلیبی کودکان» و صفحه ی 209 و 210 همان کتاب با عنوان «فردریک دوم» حذف شده است .
- درس 22 «رنسانس در اروپا» همانند درس 24 کتاب قبلی است . اما از نکات جالب در این درس اینکه برخلاف رویه ی کلی کتاب ـ که حذف مطالب بیشتر بدانید و یک توضیح از خصوصیت آن است ـ یک قسمت با عنوان «کرویت زمین» به عنوان یک توضیح در صفحه 196 اضافه شده است . با این حال مطالب یک توضیح صفحه ی 221 کتاب قبلی با عنوان «شهر سازی مهاجران جدید آمریکا» و قسمت بیشتر بدانید «چاپ» مندرج در صفحه ی 222 کتاب قبلی حذف شده است .
- در قسمت «فهرست منابع» و مورد «ب» (منابع تاریخ اسلام) کتاب «اسلام در ایران» نوشته ی پطروشفسکی حذف شده است [ص 201] در حالی که مطالب جدید اضافه شده در بخش سوم (تاریخ اسلام) حتماً بایستی منبعی داشته باشد که به فهرست پایان کتاب اضافه گردد ، ولی این کار صورت نگرفته است .
در مجموع با نگاهی به تغییرات رخ داده در این دروس پی می بریم که برخی مطالب با ارزش که در قسمت هایی مانند یک توضیح و بیشتر بدانید مطرح شده بود حذف شده است . در حالی که احتمالاً بهترین راه افزایش اطلاعات تاریخی دانش آموزان در حد متوسط به بالا، توجه دادن آن ها به چنین مطالبی است . می دانیم که کتاب درسی با یک تألیف دانشگاهی و یا اثر یک نویسنده و مورخ مشهور متفاوت است . از این منظر که تأثیر آن به مراتب بیشتر و اساسی تر است . پس می توان از فرصت قسمت های «بیشتر بدانید» و «یک توضیح» برای شکوفا کردن استعداد «تاریخی» دانش آموزان با انگیزه تر و باهوش تر بهره برد .
نگاهی عمیق تر به بخش سوم کتاب
ظهور اسلام حرکتی تازه در تاریخ
ظاهراً از بین مؤلفان ، نویسنده ی بخش تاریخ اسلام کتاب تغییر کرده است و مطالب کتاب قبلی را که آقای سیاوش یاری نگاشته بود توسط خام دکتر فهیمه فرهمند پور تجدید نظر کلی و حتی مطالب جدیدی جایگزین شده است . البته خواننده ی کتاب درسی با مطالعه ی کتاب نمی تواند نویسندگان بخش های متعدد کتاب را بشناسد . نگارنده از مصاحبه ی آقای عباس پرتوی مقدم در مجله ی رشد تاریخ متوجه این مطلب گردید [خیر آبادی ، رشد آموزش تاریخ ، ش 37 ، زمستان 1388 ، ص 41] . وی مدعی شده است که مؤلف جدید این درس ها را با رویکرد جدید (فرهنگی ـ تربیتی) نگاشته است . پیشنهاد می شود نام نویسنده ی بخش های متفاوت کتاب روشن شود .
از آنجا که رشته تخصصی نگارنده تاریخ اسلام می باشد ، و برحسب حدود 17 سال تجربه ی تدریس تاریخ در دبیرستان و پیش دانشگاهی ، روی اصلی سخن این نوشتار مربوط به همین بخش است [درس 10 تا 14 و از صفحه 90 تا 130] .
درس 10
- عنوان درس در کتاب قبلی «اسلام در مکه» بود در کتاب جدید به «طلوع اسلام» تغییر یافته است و در مقدمه فضای کلی و اهمیت تاریخ اسلام را برای مخاطب روشن کرده است . در حالی که در کتاب قبلی نمایی از مطالب درس را فهرست وار گفته بود .
در کتاب جدید ، در مورد ریشه لغوی عرب و شیوه زندگی بادیه نشینی و نظام اجتماعی شبه جزیره ، چند برابر کتاب قبلی توضیح داده است [ص 91] . و در صفحه 91 قسمت یک توضیح با عنوان «کشته شدگان بی گناه» در مورد زنده به گور کردن دختران عرب قبل از اسلام ، اضافه شده است .
در جمله ی «قبایل همواره با یکدیگر بر سر مسائل کوچک و بزرگ در جنگ و کشمکش به سر می برند» [ص 91] بهتر است نوشته شود : «قبایل بیشتر اوقات . . .»
بهتر است قسمت توضیحاتی که در مورد دین «حنفا» است با شماره 1 رتبه بندی شود ، زیرا دین های دیگر با شماره مشخص شده اند .
در این درس ، تصویر آثار سنگی پترا ، تصویر دروازه های بصری ، و قسمت یک توضیح در مورد «تقسیمات قوم عرب» حذف شده است .
به عقیده راقم این سطور ، مطالب کتاب قبلی در مورد شرک و بت پرستی از مطالب کتاب جدید از اعتبار و سندیت بیشتر برخوردار بود . لازم است در این مورد بیش تر توضیح دهیم:
بیشتر عرب ها در حقیقت سنگ پرست بودند . ابن کلبی می گوید : «اهل هر خانه ای از مکه بتی در خانه داشت که می پرستیدند . . . در سفر نیز چون به منزلی فرود می آمدند چهار سنگ را برداشته و آن را که زیباتر از همه می یافت ، خدا قرار می دادند و سه سنگ دیگر را پایه ی اجاق قرار می دادند [ابن کلبی ، ترجمه سید محمدرضا جلالی ، 1364 :10] .
سنگ پرستی اعراب نزد یونانی ها نیز معلوم بوده است و هرودوت و کلمان اسکندری بدان تصریح دارند [فیاض ـ چ چهارم ، 48] «مورد اتفاق و مصرح قرآنی است که اعراب به زندگانی اخروی و حشر و نشر عقیده نداشتند [همان ، ص49] بیشتر آنان به «الله» اعتقاد داشتند و لات و مناۀ و عزی را «بنات الله» می خواندند و آنها را شفیع می دانستند [ابن کلبی ، ترجمه سید محمدرضا جلالی نائینی ، 1364 : 82] حتی در علت بت پرستی اعراب گفته اند : برخی از بزرگان عرب اشکال و صورت هایی ساختند و در برابر آن به سجده افتادند تا بدین وسیله به تدریج ، عظمت خداوند را در ذهن مردم جا دهند [حسنی ، 1378 ، ص81 به نقل از برهان الدین حلبی شافعی ، السیرۀ الحلبیه ، ج1 ، ص12] گروهی از اعراب ، پیش از اسلام برای انجام مراسم حج به مکه می آمدند و حج ، عمره ، وقوف در عرفات و قربانی را انجام می دادند [شهیدی ، 1387 : 32 به نقل از ابن کلبی در الاصنام] غیر از اعتقاد و امیدی که اعراب به شفاعت بت ها داشتند ، معتقد بودند که بت ها همانند پدر و رئیس قبیله از ایشان حمایت می کنند و قادرند تا هر مشکلی از مشکلات آنان حتی پراکنده شدن و رم کردن شترانشان را حل کنند [زرگری نژاد ، 1378 : 131]
بنابراین مطالب کتاب قبلی که به شفیع بودن بت ها و عدم اعتقاد عرب ها به روز رستاخیز اشاره کرده بود ، علمی تر و مستند تر است . اما مطالب کتاب جدید در مورد دین ، یهود [ص 92] منسجم تر از کتاب قبلی است . یهودیان در عربستان دارای کنیسه ها ، بیت المدارس و مربی بودند و همه ی اسباب درسی را دارا بودند و به همین جهت خودشان را از اعراب «امی» برتر می دانستند . خود اعراب نیز آن ها را به همین سمت ملاحظه می کردند و به کاهنان و علمای آن ها گوش می دادند [فیاض : 52] . اشاره به بشارت ظهور پیامبری تازه از اعتقادات آنها بود . حتی می توان گفت منشأ بسیاری از خرافات اعراب جاهلی مانند باور به جادو ، یهودیان بودند [زرگری نژاد 1378 : 155] در کتاب جدید در صفحه 98 و 97 در قسمت یک توضیح مطلبی با عنوان «در انتظار یک پیامبر» آورده شده است .
مطالب کتاب قبلی و جدید [ص 92] در باب دین مسیح تفاوت چندانی با هم ندارند و به نظر می رسد مطالب کتاب جدید در مورد مکه و ساکنان آن در صفحه 92 و 93 ساده تر و بهتر از کتاب قبلی است .
مطالب هر دو کتاب در باب «مولود ستوده» [حضرت محمد (ص) قبل از بعثت] تقریباً تفاوت چندانی با هم ندارد ولی در صفحه ی 93 کتاب جدید جمله ای اضافه شده است به این مضمون : «حضرت محمد (ص) طبق سنت توحیدی حضرت ابراهیم از پرستش بت ها بیزار بود.» این مطلب مورد اتفاق مورخین نیست . در توضیح این مطلب باید گفت:
برخی اعمال پیامبر قبل از بعثت مانند ، رؤیا های صادقانه ، طواف کعبه و کمک به مستمندان پس از یک ماه اعتکاف در کوه حراء گزارش شده است [ابن سعد ، ج اول ، بی تا : 194 و ابن هشام ، قسم اول ، 1375 قمری : 234] اعراب رسم اعتکاف داشتند و آن را «تخنث» می نامیدند و پیامبر [هم براساس آن رسم] سالی یک ماه به کوه حرا می رفت [فیاض : 98] «تاریخ درباره کیفیت سلوک فردی و خاصه اجتماعی محمد در دوره قبل از بعثت و فاصله ازدواج تا دریافت پیام وحی خاموش است . و تنها به نقل برخی اخبار گسسته بسنده می کند.» [زرگری نژاد ، 1378 : 195-196]
به عقیده ی جمعی از مورخین پیامبر اسلام را نمی توان قبل از بعثت بر عقیده ی حنفا قلمداد کرد و حتی دین اسلام بدون کمترین پیوندی با حنفا پدید آمد . «کمترین گزارشی دال بر ارتباط و تماس آن حضرت با حنفا وجود ندارد.» [همان : 205]
البته بیشتر نویسندگان و مورخان شیعه ی امامیه عقیده دارند که نه تنها «خود پیامبر (ص) از آغاز ولادت تا پایان عمرش به جز خدای یکتا را پرستش نمی کرد . بلکه عبدالمطلب و ابوطالب حامیان آن حضرت نیز موحد و خداپرست بودند.» [حسنی ، 1378 : صص120-121-131-132 به نقل از علامه امینی ، ابن ابی الحدید ، شیخ مفید ، شیخ صدوق و علامه مجلسی]
بنابراین چون جمله ی مزبور « ایمان حضرت محمد (ص) قبل از بعثت ـ یک اصل مورد اتفاق ـ فکت تاریخی ـ نیست بهتر است حذف و یا با ادبیات دیگری اصلاح گردد .
در قسمت ظهور اسلام ، دوران سه ساله ی اول دعوت را کتاب جدید «دعوت خاص» نام نهاد است و کتاب قبلی «دعوت نهانی» به نظر می رسد تعبیر کتاب جدید به حقیقت نزدیک تر باشد زیرا از گزارش سیره نویسان چنین بر می آید که مردم مکه کم و بیش از دعوی پیامبر (ص) مطلع بودند . و دعوت کاملاً پنهانی نبود
در این قسمت [ص 94] در کتاب جدید نام نخستین ایمان آورندگان به اسلام برده شده است . این موضوع هم یکی از موارد اختلاف مورخین شیعه و اهل سنت است ، زیرا اهل سنت ایمان آورندگان اولیه را چند تن دیگر می دانند . پیشنهاد می شود این جمله ، مانند کتاب قبلی حذف شود .
از مقایسه ی دو کتاب باهم پی می بریم ، مطالب آن ها در مورد دوران «دعوت عام» [آشکار] تفاوتی به چشم نمی خورد .
مطالب هر دو کتاب در مورد «مهاجرت به حبشه» [ص 95] یکی است ولی در کتاب جدید جریان محاصره ی اقتصادی و اجتماعی [پیامبر و بنی هاشم] را به تفصیل آورده است و چون در کتاب های دیگر ـ مانند معارف اسلامی ـ آمده است . تکراری به نظر می رسد و بهتر است حذف گردد .
در کتاب جدید جریان رفتن پیامبر به طائف حذف شده است .
عنوان «هجرت» که کتاب قبلی داشت به «توطئه برای کشتن پیامبر (ص)» تغییر کرده است و مطالب مربوط به «توطئه ی دارالندوه» خلاصه تر و روان تر از کتاب قبلی است [ص 95] درس با این حادثه پایان می یابد . در این درس قسمتی با عنون بیشتر بدانید در مورد «تاریخ کعبه» حذف شده است .
درس 11
«اسلام در مدینه» از مقدمه ی دو کتاب در این درس می توان به تفاوت اندیشه های مؤلفان و چگونگی تغییرات کتاب پی برد . مؤلف درس جدید به بافت و زمینه تاریخی و اجتماعی شهر یثرب برای پذیرش اسلام در مقایسه با مکه پرداخته است . یکی از مؤلفه هایی که مورخ بایستی همواره در تحلیل خود از «کنش ها» به آن توجه کند، بافت و زمینه ی آنها است. هر «کنش» دارای پنج جزء است : نیت ، ارزیابی ، شیوه ، انگیزه و بافت و منظور از بافت یک کنش ، کل محیط اجتماعی ـ فیزیکی (طبیعی) و فرهنگی است که کنش در آن واقع می شود . [استنفورد، 1386 : 55] اشاره ی مؤلف به شرایط فرهنگی ـ اجتماعی یثرب قبل از ورود پیامبر (ص) [ص97] از رویکرد های مثبت کتاب جدید محسوب می گردد . اما به سختی می توان از «شکل گیری طبقه ی متوسط نسبتاً قدرتمندی» [ص 97] در یثرب صحبت کرد .
همه ی صفحه 98 کتاب جدید به «تأسیس مسجد به عنوان اولین اقدام پیامبر» پس از مهاجرت به مدینه اختصاص یافته است . در حالی که در کتاب قبلی در چهار سطر آن هم در قسمت رنگی «یک توضیح» آورده شده بود . می توان حجم نوشته های این صفحه را کم کرد و مطالب ضروری تر را جایگزین نمود .
در صفحه 99 عنوان قبلی «ایجاد یگانگی و برادری دینی» به «برقراری اخوت دینی به جای تعصب قومی» تغییر یافته است که مطالب آن به نظر ساده تر و قابل فهم تر است .
در این صفحه [99] عنوان قبلی «تهیه نظام نامه ی اجتماعی» به عنوان تازه و دارای بار سیاسی «انعقاد پیمان همزیستی مسالمت آمیز» تغییر کرده است . مؤلف محترم از اصطلاحات سیاسی جدیدی مانند «قانون اساسی» بهره برده است و توضیحات مفصلی در مورد علل انعقاد و مفاد آن داده است .
در کتاب جدید عنوان های «نبرد با مشرکان» ، « مقابله با توطئه های یهود» و «دفع کارکنی های منافقین» با عناوین و شیوه های دیگری تغییر یافته و یا حذف شده است . در این قسمت دشمنان اسلام را به سه دسته ، 1- مشرکان ، 2- یهودیان و 3- منافقان تقسیم کرده است [صص 99 و 101] .
بهتر است در این جمله ی صفحه 100 کتاب : «تاریخ گواه آن است که هیچ یک از نبرد های عصر پیامبر (ص) جنبه تهاجمی نداشته و تنها واکنش دفاعی مقتضی در برابر دشمنان اسلام بوده است.» تأمل بیشتری کرد و می توان آن را علمی تر و مستند تر ارائه نمود .
برخی از پیکار های پیامبر جنبه ی هجومی داشتند مثل «غروه ی حنین» و «فتح مکه» و برخی جنبه دفاعی مثل «احد» و «خندق» [منتظر القائم ، 1384 : 130 و 131] در مورد «سریه» های قبل از بدر برخی معتقدند که هدف پیامبر علاوه بر فشار بر قریش ، ترساندن طوایف غیر مسلمان و جلب آنها به اسلام بوده است [فیاض ، ص 87] برخی محققان چنین استدلال کرده اند که مسلمین و اهالی یثرب می دانستند که پس از هجرت درگیری آنها با مکه حتمی خواهد بود و چون یکی از شاهراه های تجارت مردم مکه عبور از کنار یثرب بود . «پس یثرب می دانست که باید پیش دستی کند تا مکه در آن شهر طمع نبندد ، لذا از نخستین سال هجرت گروه هایی روانه ی درگیری با کاروان های مکه شد.» [شهیدی ، 1378 : 72 و 73] یکی از محققان می نویسد : «پیامبر می دانست که مکیان با به کار گرفتن تمام تلاش خود برای تهدید امنیت مدینه در اولین فرصت مسلمین را مورد هجوم قرار خواهند داد.» و «از آنجا که مدینه بر سر راه مسیر تجاری قرار داشت ، پیامبر بر آن شد تا با حرکتی دفاعی قریش را از طریق تهدید کاروان های مکه تحت فشار قرار دهد.» [زرگری نژاد ، 1378 : 367 و 368]
پس در مورد جمله ی صفحه 100 کتاب می توان جمله را با افزودن این عبارت «که نبرد های پیامبر علاوه بر اینکه واکنش دفاعی در برابر دشمنان اسلام بود ، برای تبلیغ و یا انتقام از دشمنان نیز بوده است.» مستندتر نمود .
در جدول صفحه 101 کتاب مربوط به جنگ های مسلمانان ردیف 4 یک غلط چاپی وجود دارد به جای «قبیله ی بنی مصطلق» بایستی قبیله ی «بنی قریظه» نوشته شود .
در مورد علل دشمنی یهودیان با اسلام [ص 101] بهتر است مانند کتاب قبلی «قوم برگزیده دانستن خود»را به عنوان یک علت مخالفت با مسلمین آورده شود اگر چه این مطلب در قسمت یک توضیح صفحه ی 68 اشاره شده است ولی درج آن در متن درس بهتر است . اشاره به روابط مسیحیان و پیامبر از نکات مثبت کتاب جدید است [ص 101] .
همچنین نسبت به کتاب قبلی ، چگونگی ظهور منافقین ، صفات و ویژگی های آن ها و شیوه ی برخورد پیامبر با آن ها ساده تر و روان تر بیان شده است [ص 101] .
تفاوت دیدگاه ها در کتاب قدیم و جدید در دو عنوان «تقویت پایگاه اسلام» [ص 102 جدید] و «تأسیس حکومت الهی» [کتاب قبلی] آشکار می شود . گر چه هر دو مطلب ذیل آن در نهایت یک مفهوم کلی را می رساند ، اما در کتاب جدید شکست مشرکان در نبرد احزاب را موجب تقویت اسلام در شبه جزیره می داند و کتاب قبلی آن حادثه را زمینه ساز حکومت الهی پیامبر قلمداد کرده است .
به نظر می رسد مطالب کتاب قبلی در مورد «صلح حدیبیه» مستند تر و با نگارشی ساده تر ارائه شده بود . در کتاب جدید [صفحه 102] آمده است : «موقعیت پیامبر (ص) در این سفر به معنای پایان سلطه ی بت پرستی و شرک در شبه جزیره ی عربستان است.» درج این جمله خالی از اشکال نیست ، زیرا هنوز مکه فتح نشده بود و حاکمیت بت پرستی بر نیفتاده بود .
در کتاب جدید [صص 102 و 103] مطالب متنوع تر و با تفصیل بیشتر در مورد «ابلاغ جهانی دعوت اسلام» آورده شده است . ولی غزوات پیامبر (ص) و جریان آنها حذف گردیده است .
در صفحه 103 کتاب جدید مطلبی با عنوان «دستاورد های اسلام و کارنامه ی پیامبر (ص)» در هفت بند تا صفحه 104 ادامه یافته است . برخی از این بند ها بیشتر به کتاب معارف اسلامی نزدیک اند تا کتاب تاریخی و بهتر است مواردی که جنبه تاریخی دارند مطرح گردد . اما در مورد دو بند از آنها «4- ارتقای سطح دانش و معرفت عمومی» و «5- فراهم آمدن زمینه ی ظهور یک تمدن بزرگ» که برای نخستین بار در کتاب های تاریخی مطرح شده است . بهتر است بحث را بیشتر باز کنیم . از محتوای روایات آورده شده در باب سیره پیامبر می فهمیم که پیامبر یارانش را به طلب کتابت قرآن و حدیث و سوادآموزی تشویق می کرد [ابن سعد ، ج2 : 373] «تشویق و ترغیب پیامبر سبب شد که صحابه به جست و جوی علم روی آورند ، درست است که علم مورد توصیه در اوایل عبارت بود از معرفت قرآن و دین ، اما بعد ها تمام علوم دیگر به سبب ضرورت که گهگاه در فهم و تفسیر قرآن و آداب و مناسک دینی داشتند ، مورد توجه مسلمین واقع شد.» [زرینکوب ، 1369 : 27] «شاید در تاریخ هیچ دینی به اندازه دین اسلام تشویق و حمایت از علم و دانش و عالمان و دانشمندان نتوان یافت از بسیاری از آیات کتاب الهی و احادیث معصومین این نکته به خوبی روشن می شود [حلبی ، 1372 : 25] پس براساس مستندات تاریخی می توان ادعا کرد که یکی از مهم ترین پایه های تشکیل تمدن اسلامی و رونق دانش اندوزی ، تأکید قرآن و سیره پیامبر (ص) و صحابه بوده است [کسایی ، 1388 : 100 الی131 ] .
به نظر نگارنده بهتر است مطلب مربوط به قسمت «بیشتر بدانید» در مورد «سلمان فارسی» که در کتاب قبل بود دوباره اضافه گردد .
دسته بندی «مخاطرات و تهدیدات اسلام در سال های پایانی حیات پیامبر (ص)» از نکات مناسب و لازم است که در صفحه 105 کتاب جدید آمده است . اما مطلب جداگانه ای با عنوان «مسئله ی جانشینی» که در همین صفحه آمده است و به مسئله ی غدیر خم اشاره دارد می تواند خلاصه تر به عنوان یکی از بند های مطلب قبلی قرار گیرد تا از تکرارمطالب جلوگیری شود .
درس 12
«عصر خلفای نخستین» با مقدمه ای که خلاصه ای از همه مطالب درس است آغاز شده است [ص 107] و به جای عنوان «مسئله ی جانشینی پیامبر» ، «رهبری جامعه پس از پیامبر (ص)» جایگزین شده است .
در این صفحه [107] بهتر است مانند کتاب قبلی آیه ی 144 سوره آل عمران در داخل کادر رنگی قرار گیرد .
در کتاب قبلی توضیح داده بود که پس از رحلت پیامبر مردم در مورد جانشینی آن حضرت به چهار گروه تقسیم شده بودند [انصار ، اشراف مهاجران ، شیعیان علی (ع) - با استناد به حدیث غدیر خم و آیات و احادیث دیگر - و فرصت طلبان] اما در کتاب جدید [صفحه 107] به جای دسته بندی گروه ها ، بحث را به گونه ای دیگر ارائه داده است و به عواملی که موجب گردید علی (ع) به رغم آن که پیامبر (ص) در غدیر خم او را جانشین معرفی کرده بود ، ولی آن حضرت نتوانست اداره ی حکومت اسلامی را به دست بگیرد ، اشاره شده است .
به عقیده ی نگارنده ، با توجه به بافت فرهنگی و مذهبی جامعه ی ما ورود به بحث جانشینی پیامبر (ص) در کتاب قبلی بهتر از کتاب فعلی است . زیرا «در کشور ما ادیان و مذاهبی با باور های ویژه وجود دارند که گاه با هم معارض می نمایند.» [جوادیان ، 1388 :5] در مورد مسئله جانشینی پیامبر بهتر است تأمل بیشتری کرد. به نظر می رسد علت انتخاب ابوبکر به خلافت اسلامی فقط مقابله با علی (ع) نبوده است بلکه برخورد عوامل گوناگون که یکی از آنها جلوگیری از قدرت یابی علی (ع) بوده است ، در این رخداد مؤثر بوده است . اتحاد سه سردمدار از اشراف قریش (عمر ـ ابوبکر و ابوعبیده جراح) و حضور قبیله ی اسلم در مدینه بنا به نقل عمر که گفت : «هنگامیکه قبیله ی اسلم را دیدم به پیروزی اطمینان پیدا کردم.» [طبری ، جزء ثانی ، ص454] از عوامل مهم خلافت ابوبکر است . در مورد نقش بنی امیه به ویژه ابوسفیان در جریانات مربوط به خلافت ابوبکر نیز بهتر است دقت بیشتری نمود . از ظواهر گزارش های کتب تاریخی چنین بر می آید که بنی امیه در مسائل جانشینی پیامبر (ص) نقش مهمی نداشتند . از منابع چنان بر می آید که اشرافیت قریش افرادی چون سهیل بن عمرو عامری ، خالد بن ولید ، عکرمه بن ابی جهل مخزومی و حارث بن هشام مخزومی آشکارا از خلافت ابوبکر حمایت کردند ولی ابوسفیان آشکارا حمایت نکرد و حتی به نقل طبری و بلاذری وی پیشنهاد داد تا برای استقرار حق علی (ع) مدینه را از اسبان و مردان پر خواهد کرد [طبری ، جزء ثانی ، 1409 قمری : 456 و بلاذری ، انساب الاشراف جزء ثانی ، 1424 قمری : 271] حتی گفته شده است که ابوسفیان مردم را علیه ابوبکر تحریک می کرد [ابن سعد ، ج4 : 98] .
بنابراین این جمله که : «چون علی (ع) در جنگ ها و به ویژه جنگ بدر 14 تن را کشت که یکی از آنها حنظله پسر ابوسفیان و برادر معاویه بود.» یک «فکت تاریخی» نیست بلکه یک احتمال است .
بهتر است قسمت «یک توضیح» صفحه 108 که مربوط به شهامت و دلیری علی (ع) در برابر عمرو بن عبدود است در درس قبلی [یازدهم] بیاید زیرا مربوط به قبل از خلافت است .
بهتر است در پاورقی صفحه 108 «سقیفه بنی ساعده» به عنوان یک مکان با سابقه تاریخی توضیح داده شود.
از رویکرد های مثبت کتاب جدید ، عنوان بندی و شماره گذاری اقدامات ابوبکر در صفحه 108 است . ولی بهتر است «ابوبکر بن ابی قحافه» که تلفظ آن مشکل است به همان صورت «ابوبکر» خلاصه شود . همچنین نیازی به ذکر عثمان بن عفان نیست ، کلمه ی «عثمان» مراد مطلب را می رساند .
تلفیق علل سرعت پیشرفت فتوحات مسلمانان در جبهه های روم (بیزانس) و ایران (ساسانیان) در کتاب جدید بهتر ارائه شده است [ص 109] اما می توان جملات را روان تر و ساده تر کرد . در این مورد بهتر است به فتح بیت المقدس و رفتار شایسته خلیفه ی دوم با مردم آنجا که در کتاب قبلی آورده شده بود ، دوباره اضافه گردد . شایسته تر آن است که عنوان «پیامد های فتوحات» در صفحه 110 به «پیامد های نامطلوب فتوحات برای جامعه ی اسلامی» تغییر کند : گر چه مطلوب یا نامطلوب بودن آن ها به دیدگاه و نظر محققان در مورد حوادث بعدی بستگی دارد .
این جمله که «خلیفه دوم توزیع مساوی درآمد های عمومی را کنار گذاشت» [ص 110] محل شک و تردید است . عمر دیوان را ایجاد کرد و بیت المال را براساس ترتیبی که کسی به آن اعتراض نکرد [حتی علی (ع)] مشخص نمود . [الدوری ، مجله تاریخ اسلام ، ش10 ، 1381 : 167 تا 183]
یکی از مهمترین راه های تعمیق بینش تاریخی ، «مستند سازی» است . پس بهتر است در کتاب درسی تاریخ دست کم مطالبی که در قالب «یک توضیح» یا «بیشتر بدانید» می آیند به منابع معتبر استناد داده شوند . تا هم دانش آموزان با منابع آشنا شوند و هم مجال مطالعه و بررسی بیشتر برای دانش آموزان مستعد فراهم شود . «دانش آموزان باید بدانند که طبیعت تاریخ و ابزار آن منابع و مدارک است . . . وقتی برای بچه ها روایتی از گذشته نقل می شود باید عینی بودن شواهد و مدارک و منابع برای آنها قابل لمس باشد . این مسئله کمک خواهد کرد که دانش آموزان با ممارست و تمرین بتوانند در مورد سایر مسائل اجتماعی و فرهنگی بر مبنای منابع متقن و مستند سخن بگویند.» [نورایی ، 1388 : 3] به ویژه ارائه استناد مطلب پشت جلد کتاب ضروری است .
بهتر است مانند کتاب قبل به قتل خلیفه دوم اشاره شود سپس حوادث دوران خلافت عثمان مطرح گردد .
این جمله ی صفحه 111 کتاب «خلیفه [سوم عثمان] توسط افرادی ناشناس به قتل رسید.» محل شک و تردید است و برخی از مورخین اسامی قاتلان عثمان را ذکر کرده اند .
یعقوبی اسامی آنها را محمد بن ابوبکر ، ابن حزم ، کنانه بن بشر ، عمرو بن حمق خزاعی ، عبدالرحمن بن عدیس بلوی و سودان بن حمران می داند [یعقوبی ، ج دوم 1366 : 72] ابن اعثم کوفی ، کنانه بن بشر ، سودان بن حمران و عمرو بن حمق را قاتلان عثمان می داند [ابن اعثم کوفی ، ترجمه احمد مستوفی هروی 1372: 382و 383] . مورخین دیگری هم ، اسامی برخی افراد را مطرح کرده اند [آزادی ، 1382 : 233 الی 236 ]
آوردن «خوارج» به جرگه ی «مخالفان حرکت های عدالت طلبانه ی امام علی (ع)» می تواند محل شک باشد [ص 111 و 112] زیرا خوارج به علت قشری گری مذهبی و فهم ظاهری و سطحی خود از دین به مخالفت با علی (ع) پرداختند .
بهتر است مانند کتاب قبلی پس از تعریف قاعدین (بر جای نشستگان در دوره ی علی (ع)) در صفحه 113 این جمله اضافه گردد : «امام تحملشان کرد و برای واداشتن آنان به بیعت به خشونت متوسل نشد.»
در صفحه 112 و 113 چند بار به «ماجرای حکمیت» اشاره شده است ولی توضیحی در مورد آن داده نشده است . بهتر است در قسمت «یک توضیح» به مسئله حکمیت و حیله ی عمرو عاص اشاره گردد .
قسمت ستون اول صفحه 114 در مورد صفات و ویژگی های امام علی (ع) بیشتر یک مبحث دینی و اخلاقی است و بهتر است خلاصه تر شده و در داخل کادر رنگی به صورت یک توضیح در آید . همچنین مطلوب تر آن است که قسمتی را که در ستون اول صفحه 114 به عنوان «پژوهشگران تارخ اسلام زندگانی امام علی (ع) را به سه دوره تقسیم کرده اند.» به صفحه 111 بعد از عنوان خلافت علی (ع) منتقل شود .
اقدام مؤلف محترم برای دسته بندی علل کناره گیری امام حسن (ع) از خلافت خوب است ولی هماهنگی درستی بین مورد 1 و 2 در صفحه 114 نیست و بهتر است نگارش آن اصلاح شود . برای این کار پیشنهاد می شود در ابتدای مورد 2 جمله ای با این مضمون اضافه شود : سستی ، تفرقه و بی انگیزگی طرفداران امام حسن (ع) . در این درس قسمت بیشتر بدانید در مورد «تاریخ قرآن» حذف شده است .
درس 13
«خلافت امویان (41-132 هـ.ق)» که نسبت به کتاب قبلی تغییرات زیادی کرده است . در صفحه ی 117 در مورد جانشینی یزید به جای جمله ی «فرزند ناصالح و فاسق خود یزید» بهتر است نوشته شود : «جوانی خوش گذران و شرب خوار» چون مفاهیم به کار برده شده می تواند تعاریف پر دامنه ای داشته باشند . در این درس برخی اصطلاحات «ارزشی» مانند : مبلغان مزدور ، مشروعیت و . . . به کار رفته است بهتر است کلماتی ساده و بی طرفانه به کار رود .
نقشه ی قلمرو مسلمانان در دوره ی بنی امیه [ص 117] دور نمای کلی مسلمین در جهان را نشان نمی دهد و دانش آموز نمی تواند درکی کلی از قلمرو اسلام ، از این نقشه ی ناقص داشته باشد پس بهتر است در درون نقشه کلی سه قاره آسیا و اروپا ، قلمرو مسلمین نشان داده شود .
از جمله تغییرات خوب کتاب جدید در این درس این است که در صفحه ی 117 یاری گران معاویه را محدود به افراد باهوش و زیرک (دهات عرب) ندانسته و به همراهی «برخی از افراد در لباس دانشمند و عالم دین و یا جعل حدیث و تحریف تاریخ که راه غلبه بر افکار عمومی را برای او هموار ساختند.» اشاره کرده است .
و بهتر بود که مؤلف محترم مانند کتاب قبلی در مورد تغییر حاکم کوفه پس از قیام امام حسین (ع) که در آن گفته شده بود ، مشاوران و حامیان یزید ، خلیفه را وادار کردند نعمان بن بشیر را عزل و عبیدالله بن زیاد را جایگزین کند زیرا به اجتمال فراوان صحیح تر از جمله صفحه ی 118 کتاب جدید است که عزل نعمان ورودی کار آوردن عبیدالله را مستقیماً به شخص یزید مربوط دانسته است .
در صفحه 120 یک اشتباه نگارشی ـ چینشی از نظر صفحه آرایی مشاهده می شود زیرا ماجرای «واقعه حره» بدون پاراگراف بندی جدیدی به حوادث و رخداد های مربوط به قیام عبدالله بن زبیر متصل شده است . در این صفحه بهتر است به عنوان «جانشینان یزید» در ستون اول «دوران فترت» اضافه گردیده و عنوان «کوفه پس از عاشورا» حذف گردد زیرا شمولیت دقیقی بر مباحث بعدی ندارد .
می توان با اضافه کردن یک جمله با این مضمون «پس از دعوت امام حسین (ع) به کوفه ، به علت تنها گذاشتن آن حضرت ، پشیمان شده بودند.» به صفحه 120 به علت قیام توابین اشاره کرد .
درج عنوانی با این مضمون «انتقال خلافت اموی از شاخه سفیانی به شاخه مروانی» و توضیح آن در صفحه 120 از نکات مثبت کتاب جدید نسبت به کتاب قبلی است . همچنین اشاره به بی اثر بودن اصلاحات عمر بن عبدالعزیز در دوام حکومت اموی به علت کوتاه بودن مدت خلافت وی در صفحه 120 از نکات لازم به نظر می رسد که مؤلف محترم لحاظ نموده است .
در این درس حدود 9 سطر مطلب با عنوان «گسترش فتوحات اسلامی» که درصفحه ی 133 کتاب قبلی بود به کلی حذف شده است . این در حالی است که محققان و مورخان «عصر اموی» را به عنوان دوران گسترش فتوحات اسلامی می شناسند .
در صفحه 122 می توان با حذف چند جمله ی تکراری در مورد اقدامات حجاج بن یوسف مانند کتاب قبلی به مهمترین نیرو های فعال علیه حاکمیت امویان (شیعیان ، دعاۀ عباسی و خوارج) اشاره کرد .
از کار های مفید این درس در کتاب جدید تعدید (عدد گذاری) علل پیشبرد جنبش عباسیان نسبت به سایر مخالفان بنی امیه در صفحه 122 و نیز اشاره به قتل آخرین خلیفه اموی و سقوط آن دولت در سال 132 هـ.ق در صفحه 123 می باشد .
درس 14
خلافت عباسیان (132-656 هـ.ق)
در صفحه 124 به اقدامات سفاح اشاره اندکی شده است و به ویژه ، تصرف سرزمین های اسلامی تا مغرب و فرار یکی از نوادگان هشام بن عبدالملک [عبدالرحمن الداخل] به اندلس (اسپانیا) که در کتاب قبلی اشاره شده بود ، حذف شده است ولی مطالب مربوط به دوران منصور روان تر و بهتر نگارش یافته است .
بهتر است در صفحه ی 124 به جای جمله «35 خلیفه بعدی همگی از نسل او هستند» نوشته شود «35 خلیفه دیگر که پس از او به خلافت نشستند ، همه از نوادگان وی بودند.»
در صفحه 124 و 125 کتاب جدید شخصیت ، علت و آثار قتل ابومسلم خراسانی نسبت به کتاب قبلی خلاصه تر و بهتر تدوین شده است .
در صفحه 125 ستون دوم بهتر است درمقابل لفظ علویان درداخل پرانتز (شیعیان) به کار رود تا دانش آموز مفهوم درستی را درک کند .
در این درس «فتوحات عهد خلافت منصور و [هادی] که در کتاب قبلی آمده بود حذف شده است . ولی در صفحه 126 و 127 برخلاف کتاب قبلی به علل و زمینه های درگیری امین و مأمون اشاره کرده است .
در صفحه 127 این درس و در مورد علل ولایتعهدی امام رضا (ع) توسط مأمون در باب مورد 3 که گفته شده است : «جلب پشتیبانی بیشتر از ایشان ، زیرا مردم ایران گرایش و ارادت خاصی به خاندان پیامبر (ص) و اهل بیت (ع) داشتند.» باید با احتیاط سخن گفت زیرا گر چه ورود امام رضا (ع) به خراسان موجب گسترش موقتی تشیع در منطقه شد ولی قبل از ورود آن حضرت به خراسان مردم ایران بیشتر طرفدار عباسیان بودند و حتی پس از شهادت امام رضا (ع) خبری از جنبش یا حتی اعتراض مردم خراسان گزارش نشده است .
در کتاب قبل آوردن امام رضا (ع) از سوی مأمون به مرو را در صفحه ی 139 «با احترام» عنوان کرده است . در حالی که در کتاب جدید صفحه ی 127 «با تزویر» بیان شده است . در صفحه ی 128 عنوان «علویان و عباسیان ـ رویایی ایمان و قدرت» که در صفحه 139 کتاب قبلی بود به «روش ائمه (ع) در معارضه با قدرت های حاکم» تغییر کرده است و در رویکردی مثبت به علل و ضرورت های مبارزه ی فکری و فرهنگی توسط ائمه (ع) اشاره رفته است و برخلاف کتاب قبلی به فعالیت های امام سجاد (ع) و امام محمد باقر (ع) در راستای نوعی مبارزه فرهنگی پرداخته است .
همچنین در صفحه 129 برخلاف کتاب قبلی از تکرار مطالب مربوط به دوران ولایتعهدی امام رضا (ع) که در کتاب قبلی دو بار تکرار شده بود ، پرهیز کرده است .
مطالب هر دو کتاب جدید و قبلی در باب دوران امام جواد (ع) ، امام هادی (ع) ، امام حسن عسکری (ع) و امام دوازدهم (عج) و «واپسین ایام خلافت عباسی» تقریباً یکی است . فقط برخی عناوین برجسته شده است.
نگاهی دیگر از زاویه ی نتیجه گیری
گفته شد یکی از ویژگی های کتاب جدید عنوان بندی و عدد گذاری تیتر ها و عناوین اصلی است . و در این میان برخی از عناوین را درشت تر و برجسته تر نموده است ولی از نظر آموزشی ممکن است موجب تداخل مطالب و آموخته های دانش آموز شود ، زیرا زیاد شدن تعداد این تیتر ها و عناوین موجب اشتباه آن ها هنگام یادآوری در جلسه ی امتحان می شود .
یکی از کار هایی که معمولاً مغفول می ماند این است که مؤلفان محترم آثار فرهنگی در کشور ما کمتر به نقد ها توجه می کنند و به ویژه پاسخی در رد یا تأیید نقد ها ارائه نمی شود .
به نظر می رسد حتی اگر نقد ها کم اثر و کم محتوا باشند بایستی مورد توجه مؤلفان قرار گیرد و پاسخ مناسب داده شود . حتی بهتر است مانند قانون مطبوعات ، مؤلف محترم در همان صفحه و همان نشریه پاسخ خود را به نقد ها اعلام دارد . این امر در مورد کتب درسی اهمیت بیشتری دارد .
یکی از مهمترین ضرورت های کتاب درسی این است که بایستی حاصل جدید ترین نظریات باشد. از این رو علاوه بر ارزیابی های سالیانه و تغییرات ضروری ، نقد و بررسی کتاب و تعامل مؤلف و منتقدان لازمه ی بهبود کتب درسی است . فیلسوفان تاریخ و مورخان مشهور جهان ، بر به روز شدن تحقیقات تاریخی تأکید دارند . کالینگوود می گوید : «هر تاریخی تاریخ اندیشه است و تاریخ ، زندگی خود ذهن است.» [استنفورد ، 1386 : 83] یا کروچه گفته است : «هر تاریخی ، تاریخ معاصر است» یعنی هر نسل بایسی تاریخ خود را بنویسد و به روز کند .
کتاب های درسی بایستی مجال نقد و تحلیل های دانشگاهی و محافل علمی را داشته باشند . اما ضرورت دارد مؤلفان کتب درسی جدید ترین مقالات و نوشته های علمی و دانشگاهی را از نظر بگذرانند و در صورت لازم اصلاحات را انجام دهند و کتاب درسی بایستی مانند یک منبع دست اول، مشهور ترین و معتبر ترین گزارش ها و تحلیل ها را دارا باشد . و مؤلف کتاب درسی باید بداند که «هیچ تفسیری در باب گذشته در بهترین شرایط بی رقیب نیست ، و تفسیر دیگران نیز قابل تأمل است.» [نورایی ، 1388 : 2] آموزش تاریخ خود در مظان اتهام «خیال بافی» و «دروغ پردازی» است .
حال اگر به علت غفلت یا از سر عمد- اسبابی گرد آوریم که این توهم را دامن بزند ، باز آفرینی اعتماد به تاریخ بسیار سخت می شود . از این رو است که وظیفه ی مؤلف کتاب درسی حتی سنگین تر از مؤلفان کتب دانشگاهی قلمداد می شود . گرچه نمی توان کتابی درسی موافق با همه ی سلیقه ها تدوین کرد ولی بایستی سعی شود ، مواردی در کتاب بیاید که مورد توافق بیش تر محققان است.
مؤلف کتاب درسی بایستی متوجه این نکته باشد که «تاریخ آموزش مبانی شهروندی به دانش آموز برای ساختن جامعه ای بهتر است و اگر آموزش تاریخ نباشد ممکن است که این هدف تحقق پیدا نکند.» [نورایی ، 1388 : 2 و 3] و نیز بداند که «تاریخ یکی از ارکان اساسی هویت جامعه است.» [خیرآبادی ، 1388 : 42] این هویت بایستی بر پایه ی مستحکم ترین بنا ها استوار باشد . کتاب درسی نبایستی به مشخصات «تاریخ بد» نزدیک باشد . «سه خطای اصلی که مورخ بایستی به هر وسیله ای از آن دوری کند :
1- تاریخ را تابع هر نظریه ی غیر تاریخی یا ایدئولوژی کردن ، خواه دینی ، اقتصادی ، فلسفی ، جامعه شناسی و یا سیاسی
2- عدم توجه به وسعت پژوهش یعنی به حساب نیاوردن همه ی ملاحظات و ادا نکردن حق همه ی آنچه را به این پژوهش مربوط است .
3- نادیده گرفتن شواهد یا سرپوش گذاشتن روی آنها .
این خطای آخر جرمی است که همه انواع حکومت ها مرتکب آن می شوند.» [استنفورد ، 1386 : 79] زرینکوب معتقد است که نویسنده ی تاریخ بایستی ذهن خود را فقط از تاریخ پر کند و به دنبال مطالعه ی عمیق یا کسب تخصص در رشته های دیگر نباشد ، تا «ذهنی تاریخی» داشته باشد . [زرینکوب ، تاریخ در ترازو ، 1383 : 167]
لزوم هماهنگی مطالب کتاب درسی با سایر کتاب های درسی نیز از مؤلفه های مهم تدوین کتب درسی است . «مؤلف باید بداند که دانش آموزان در سال های قبل چه مطالبی مرتبط با آن را آموخته اند و یا سال های آتی خواهند خواند و چه مطالبی را در همان پایه تحصیلی و یا سال قبل از آن در سایر کتاب های درسی می خوانند که با آن مرتبط است .» [جوادیان ، 1388 : 5]
از آنجا که حذف و اضافه کردن تصاویر ، نقشه ها ، پی نوشت ها ، نمودار ها و غیره بر عهده ی نویسنده است و گاهی پیام هایی که وسیله ی آنها منتقل می شود از یک متن نوشتاری مهم تر و تأثیرگذار تر است . بنابراین در کتب درسی تاریخ بایستی به این مسئله توجه بیشتری کرد .
پیشنهاد می شود درس تاریخ را مانند یکی از درس های عمومی برای کلیه ی رشته ها به ویژه رشته های تجربی و ریاضی در همه ی سال ها به عنوان کتاب درسی قرار دهند . زیرا پایه ی مهم هویت فرد و جامعه را تاریخ واقعی و مستند مستحکم می کند . البته شنیده شده است که این طرح در «برنامه درسی ملی» مطرح شده است . [خیرآبادی ، 1388 : 42] ولی ضرورت دارد به طور جدی و مستمر این طرح دنبال شود و حتی به عنوان یکی از دروس پیش نیاز دانشگاه ها ـ مثل کنکور ـمطرح باشد .
فیروز آزادی دبیر درس تاریخ شهرستان بروجرد و دانشجوی دکتری تاریخ اسلام دانشگاه اصفهان
منابع و مآخذ
1 . آزادی ، فیروز ، تحولات سیاسی مصر از فتح اسلامی تا سال 40 هجری ، پایان نامه کارشناسی ارشد ، 1382ش دانشگاه تربیت مدرس
2 . ابن اعثم کوفی ، الفتوح ، ترجمه ی احمد مستوفی هروی (قرن 6 هجری) ، تصحیح غلامرضا طباطبایی مجد ، چ اول ، تهران : آموزشی انقلاب اسلامی ، 1372 ش
3 . ابن سعد ، محمد ، الطبقات الکبری ، بی تا ، بیروت : دار صادر
4 . ابن کلبی ، الاصنام ، ترجمه ی سید محمدرضا جلالی نائینی ، تهران : نشر نو ، 1364 ش
5 . ابن هشام ، السیره النبویه ، تحقیق مصطفی سقا و دیگران ، مصر : مطبعۀ مصطفی البابی الحلبی ، 1375 هـ.ق
6 . استنفورد ، مایکل ، درآمدی بر تاریخ پژوهی ، ترجمه دکتر مسعود صادقی ، چ سوم ، تهران : سمت و دانشگاه امام صادق ، 1386 ش
7 . بلاذری ، احمد بن یحیی بن جابر ، انساب الاشراف ، تحقیق سهیل زکار و ریاض زرکلی ، بیروت : دارالفکر ، 1424 هـ.ق
8 . حسنی ، علی اکبر ، تاریخ تحلیلی و سیاسی اسلام ، چ پنجم ، تهران : دفتر نشر فرهنگ اسلامی ، 1378 ش
9 . حلبی ، علی اصغر ، تاریخ تمدن اسلام ، چ دوم ، تهران : اساطیر 1372 ش
10. جوادیان ، مسعود ، چند معیار برای انتخاب مؤلف کتاب درسی تاریخ ، روزنامه جام جم (24 دی 1388 ش) ، ویژه نامه ایام ش 52
11. خیرآبادی ، نسرین ، آموزش تاریخ در مدارس ، مجله رشد آموزش تاریخ ش 37 (زمستان 1388)
12. الدوری ، عبدالعزیز ، دیوان در صدر اسلام ، ترجمه عباس احمدوند و منصوره مؤمنی ، مجله تاریخ اسلام ، قم : دانشگاه باقرالعلوم ، ش 10 ، تابستان 1381 ش
13. زرگری نژاد ، غلامحسین ، تاریخ صدر اسلام (عصر نبوت) ، چ اول ، تهران : سمت ، 1378 ش
14. زرین کوب ، عبدالحسین ، تاریخ در ترازو ، چ هفتم ، تهران : امیرکبیر ، 1383 ش
15. زرین کوب ، عبدالحسین ، کارنامه اسلام ، چ چهارم ، تهران : امیرکبیر ، 1369 ش
16. شهیدی ، سید جعفر ، تاریخ تحلیلی اسلام ، چ چهل و یکم ، تهران : مرکز نشر دانشگاهی ، 1387 ش
17. طبری ، محمد بن جریر ، تاریخ [الطبری] ، بیروت : مؤسسه الاعلمی للمطبوعات ، 1409 هـ.ق
18. فیاض ، علی اکبر ، تاریخ اسلام ، چ چهارم ، تهران : دانشگاه تهران
19. کسایی، نورالله ،دانش و آموزش در عصر پیامبر اسلام(ص)، فصلنامه مطالعات تاریخ اسلام ، سال اول ، ش اول، تابستان 1388 ش
20. منتظر القائم ، علی اصغر ، تاریخ اسلام تا سال چهلم هجری ، چ اول ، اصفهان : دانشگاه اصفهان ، 1384 ش
21. نورایی ، مرتضی ، کالبد شکافی آموزش تاریخ در مدارس ، روزنامه جام جم (22 دی ماه 1388 ش) ویژه نامه ایام شماره 52
22. یعقوبی ، احمد بن ابی یعقوب ، تاریخ یعقوبی ، ترجمه محمد ابراهیم آیتی ، چ پنجم ، تهران : علمی و فرهنگی ، 1366 ش
[1] . مشخصات کتاب قبلی به قرار ذیل است :
تاریخ ایران و جهان (1) کد 4/235 ـ رشته ادبیات و علوم انسانی ـ مؤلفان : مسعود جوادیان ، دکتر عبدالرسول خیر اندیش ، محمد علی علوی کیا ، دکتر جواد عباسی ، طوبی فاضل پور با همکاری سیاوش یاری و جمشید نوروزی ـ ناشر : شرکت چاپ و نشر کتاب های درسی