محمد رضا روزبهاني

دانشجوي دكتري تاريخ ايران اسلامي دانشگاه تهران

 چكيده :

وكلاي مجلس اول و قرارداد 1907

در اين مقاله با  مطالعه مذاكرات مجلس اول (18 شعبان 1324-
22جمادي الاول 1326) سعي شده است نحوه مواجهه وكلاي مجلس با قرارداد 1907 روس و انگليس مورد ارزيابي و دقت نظر قرار بگيرد وچهار مقطع عكس العمل ايشان نسبت به قرارداد ، ابتدا هنگام اطلاع رسمي از وقوع قرارداد بوسيله نامه سفارت انگليس (جلسه شنبه 26 شعبان 1325) ، دوم در خواست نمايندگان از وزارت خارجه براي اطلاع از چگونگي پاسخ به نامه سفارت انگليس در مورد قرارداد و اعتراض به آن (يكشنبه 26 رمضان 1325) ، سوم چاره جويي و كلا براي پيدا كردن باطل السحر قرارداد(28 رمضان 1325) ، چهارم عكس العمل در مقابل سخنان مطرح شده در مجلس انگليس دربارة عدم اعتراض ايران نسبت به قرارداد (سه شنبه 7 صفر 1326 ) ، توصيف شود و ضمن مشخص كردن وكلايي كه دربارة اين قرار داد در مجلس ابراز نظر كرده اند و آشنايي نسبي با ايشان ، علت و چگونگي موضع گيري اشان نسبت به قرارداد مذكور، با عنايت به نگاه اصلاحي مجلس ، اوضاع زمانه ، اوليت هاي مجلس ، شخصيت وكلا ، ملاحظات سياسي و ديپلماتيك و ... تحليل و تبيين شود .

واژه هاي كليدي : وكلا، مجلس ، قرارداد 1907، روس و انگليس ،
 آقا ميرزا ابوالحسن خان ، اصلاح و انقلاب .

مقدمه بيان مسئله

از زماني كه موضوع توافق روس و انگليس مطرح شد تا زماني كه به وساطت فرانسه در سال 1907 توافق دولتين به امضاي نهايي رسيد ، از آنجا كه فصولي از قرار داد مشخصا مربوط به ايران بود با لطبع جدا از عكس العمل جرايد ، انجمن ها ، گروهها و دولت ، از مجلس شوراي ملي هم انتظار مي رفت كه نسبت به معاهده مزبور موضع گيري كند ،كه به شهادت صورت مذاكرات مجلس اول اين كار صورت گرفته است. اما خود اين موضع گيري در ميان جرايد و نوشته هاي متقدم و متاخر منشا عكس العمل هايي شده است كه به خودي خود حديثي است ديگر ،گروهي از آنجا كه مجلس و مشروطيت را ساخته بيگانه و يا كفر خانه مي دانستند و می دانند مواضع مجلس را در راستاي سياست هاي بيگانه ارزيابي مي كنند ، جمعي ديگر كه خود را انقلابي قلمداد مي كردند موضع مجلس را در شان انقلاب نمي ديدند و در نهايت دسته سوم با متهم کردن وكلاي مجلس به ناآگاهي و درويش مسلكي  آنها را قابل نمي دانستند كه موضعي مناسب در مقابل قرار داد اتخاذ كنند ، اما نوشته حاضر بر آن است كه فرضيات گروههاي مذكور منطبق بر واقعيات نيست و بر اين فرضيه پاي مي فشارد كه چون مجلس رويه  اصلاحي داشت ، و نه انقلابي ، در اين چارچوب عمل كرده ، که با توجه به شرايط زمانه و مسائلي كه متوجه مجلس و مشروطه نوپا بوده موضع گيري مناسب و در خوري انجام داده است. بنابراين براي اثبات اين فرضيه ابتدا ناگزير شده ايم چگونگي مواجهه مجلس  با قرار داد را با تكيه بر مذاكرات مجلس و با عنايت به اوضاع زمانه و معرفي اجمالي وكلايي كه موضع گيري كرده اند توصيف كنيم، اين مطلب تمام بخش اول مقاله را به خود اختصاص داده است در بخش دوم ضمن شناسايي تركيب سياسي و فكري مجلس و تعاملاتش با دولت سعي كرده ايم توضيح دهيم كه چرا مجلس چنين موضع معتدل، و به زعم ما معقولي ، را اتخاذ كرده است و در نهايت دلايل عقل و نقلي براي اثبات فرضيه خودمان و رد فرضيات بديل ارائه كرده ايم ، البته براي توصيف و تحليل مسئله فوق و پاسخ به سئوالات اصلي مربوط به چگونگي و چرايي نحوه مواجهه مجلسي با قرار داد 1907 ابتدا به سراغ مذاكرات مجلس رفته ايم كه مهمترين  سندماست، و دربين روزنامه هاي عصر مشروطيت بجز « روزنامة مجلس » كه مذاكرات مجلس را منتشر مي كرد و بعضي مقالات مربوط به قرارداد را نوشته و يا از جرايد خارجي ترجمه كرده است ،روزنامة «حبل المتين » قابل ذكر است كه با نوشتن مقالات مفصل دربارة قرارداد و ضررهاي آن نقش مهمي در آشنا كردن مردم نسبت به قرارداد بازي كرد، به گونه اي كه تاثير بعضي تحليل هاي اين روزنامه در سخنراني هاي وكلاي مجلس قابل مشاهده است ،دركنار اين دو «تاريخ بيداري ايرانيان» نوشته ناظم الاسلام كه مرتب مذاكرات مجلس را به طور روزانه مورد توجه قرار مي داد ، مي توانست بسيار مفيد باشد كه متاسفانه دربارة موضوع مورد نظر ما ، بجز يك مطلب كوتاه  ، بواسطة اين كه دريك فاصله حدود يك سال خاموش است مطلبي ندارد ، «خاطرات و خطرات » مخبرالسلطنه هدايت ، «شرح زندگاني من » عبداله مستوفي ،« نامه هاي مستشار الدوله » ، «تاريخ مشروطة ايران » احمد كسروي ، «تاريخ انقلاب ايران » ادوارد براون و كتاب ملك زاده همه مطالبي راجع به قرارداد دارند كه در اين ميان براون و كسروي بيشتر به مجلس پرداختند ، در مورد روابط خارجي كتاب «روس وانگليس » كاظم زاده مطالب و اسناد جالبي دارد و كتاب تاريخ روابط ايران و انگليس محمود محمود مفصل ترين مطلب راجع به مذاكرات مجلس در خصوص قرارداد 1907 را شامل است ، كتابهاي خانم منصوره اتحاديه كه دربارة پيدايش و تحول احزاب سياسي و انتخابات مجالس نوشته شده اند و همچنين مجموعه چهار جلدي خانم زهرا اشجعي كه جامعه شناسي مجالس ايران است به علاوه كتاب آقاي مرواريد دربارة ادوار قانونگذاري ايران مطالب در خور توجهي دارند و در این میان « ايدئولوژي نهضت مشروطيت » نوشتة فريدون آدميت به علت بحث هاي جالب و تحليل هاي ارزنده و توجه ويژه به مجلس اول و تركيب آن بسيار مهم است الا اينكه به طور مشخص راجع به موضع گيري مجلس اول و قرارداد سخن زيادي نگفته است ، البته اين كتابها و ديگر كتابهايي كه در فهرست منابع آمده اند اطلاعات مهمي راجع به تاريخ مشروطيت و شخصيت هاي درگير در آن آورده اند كه حائز اهمیتند که  در اين بین سهم مهدي بامداد و « شرح حال رجال مشروطيت »قابل چشم پوشي نيست .

 بخش اول:

در طول دوره قاچار با قرار داد 1907 اين اولين بار و آخرين مرتبه اي نيست كه دولتين روس و انگليس به هم نزدیک می شوند ، دخالت انگلیس در معاهدات گلستان و تركمانچاي به نفع روسیه و یا هماهنگی ایشان در سالهاي جنگ اول و دوم جهاني شاهد مدعای ماست. مقدمات قرار داد 1907 بطور مشخص از زماني كه انگليس و فرانسه در 1902 بخاطر خطراتحاد مثلث- ايتاليا ، آلمان ،اتريش و مجارستان – دست دوستي به سوي هم دراز كردند و نيم نگاهي هم به روسيه داشتند آغاز شد. در 1903 انگليسي هاي بنوعي اولين پيشنهادات را به روسيه كه در ان زمان حتي علاوه بر شمال ايران در خليج فارس هم نفوذ داشت عرضه كردند، كه البته چندان مورد توجه روسيه قرار نگرفت (1) ، وقتي قرار داد 8 آوريل 1904 انگليس و فرانسه منعقد شد شايعه قرار داد روس و انگليس بيشتر قوت گرفت به گونه اي كه علاالملك سفير سابق ايران در استانبول نزد هاردينگ وزير مختار انگليس در ايران رفت و در اين مورد ابراز نگراني كرد. (2)بقول بعضي از نويسندگان سه پيشآمد روسها را مجبور كرد  به تقاضاي انگليس تن در دهند ، يكي شكست سختي بود كه ژاپن – به كمك انگليس – به آنها وارد كرد دوم انقلاب داخلي روسيه بود و سوم نفوذ روز افزون آلمان – بخصوص در قلمرو عثماني و تلاش در كشيدن راه آهن بغذاد به خليج فارس.(3) البته ديرينگي طرح اتحاد روس و انگليس از ديد جرايد و نوشته هاي عصر مشروطيت و بعد از آن هم دور نماند.(4)حتي قبل از انعقاد رسمي قرار داد هيئتي از ايران به سرپرستي مشيرالملك (حسن پيرنيا) در زمان رياست وزرايي امين السلطان در ملاقات با مسئولين روس و انگليس در مورد قرار داد از ايشان سئوال كرده بودند (5)قرار داد در  31 اوت 1907-( 22 رجب 1325 )بطور رسمي در شهر پطرزبورگ به امضاي  آرتورنيكولسن نماينده انگليس و الكساندر ايزولسگي نماينده روس رسيد ، درست روزي كه امين السلطان رئيس الوزرا بدنبال آشتي دادن شاه و مجلس شادمانه از مجلس خارج شد و بوسيله عباس آقا صراف تبريزي يكي از اعضاي انجمن هاي تندروترور شد.(6) در چهارم سپتامبر( 26 رجب 1325 ) چهار روز بعد از قرار داد و قبل از اينكه مردم ، جرايد و مسئولين زبان به اعتراض باز كنند سرسيسيل اسپرينگ رايس وزير مختار انگليس در ايران كه گفته مي شود نگاه مثبتي به نهضت مشروطه ايران داشت و در مكاتباتي كه از وي به جاي مانده از عوارض قرار داد 1907 براي ايران ابراز نگراني كرده است،(7) رسما نامه اي به وزارت خارجه ايران ارسال و سعي مي كند با توجيه اهداف قرار داد نگراني ايرانيها را نسبت به قرار داد برطرف كند، با توجه به اينكه در مراحل بعدي به اين مراسله اشاره خواهد شد در اينجا عين نامه را كه محمود محمود به سنديت ان اشاره دارد(8) از روزنامه حبل المتين نقل مي كنيم:

«بدوستار اطلاع رسيده كه در ايران شهرت دارد كه قرار دادي فيمابين انگليس و روس منعقد شده كه نتيجه ان مداخله دولتين در ايران و تقسيم اين مملكت فيمابين آنها خواهد بود. خواطر جناب اشرف ارفع [علاءالسلطنه وزير خارجه ] مسبوق است كه مذاكرات فيمابين روس و انگليس به كلي طور ديگر است . چرا كه جناب مشيرالملك [حسن پيرنيا] در اين اواخر به پترز بورغ و لندن رفته مذاكراتي كه با وزير امور خارجه روس و انگليس نموده و مشاراليهما از طرف دولتين خود مقصود دولتين مشاراليهما را در ايران صريحا توضيح كرده اند بايد راپورت داده باشند. جناب سر ادوارد گري وزير امور خارجه انگليس مفاد مذاكراتيكه با جناب مشيرالملك داشته اند و همچنين مفاد مذاكرات مسيو ابزولسكي كه رسما بدولت انگليس اطلاع داده شده به دوستدار اطلاع داده اند .جناب سرادوارگري به دوستدار اطلاع ميدهند كه بجناب مشيرالملك اظهار داشتند ند كه ايشان و مسيوايزولسكي در دو نكته اصليه با هم كاملا متفقند . يكي اينكه هيچيك از دولتين در امور ايران مداخله نخواهند كرد مگر صدمه بمال و جان رعاياي انها وارد آيد و ديگر اينكه مذاكرات در باب قرار داد فيمابين روس و انگليس – نبايستي برخلاف انتگريته (تماميت) و استقلال ايران بوده باشد- جناب سر ادواردگري نيز اظهار داشته بودند كه تا بحال فيمابين روس و انگليس ضديت بوده و هر يك ميخواسته كه توقف ديگر را در ايران مانع شود و هر گاه اين ضديت در اينحال نامعلوم ايران امتداد پيدا مي كرد براي يكي از طرفين يا براي هر دو وسوسه پيدا مي شد كه در امور ايران مداخله كنند و نگذارند ديگري از اينوضع حاليه فايده ببرد. يا بضرر ديگري براي خود تحصيل فايده نمايد.مقصود از مذاكرات حاليه فيمابين انگليس و روس اينست كه چنين اشكالي فيمابين بروز نكند و اين مذاكرات بهيجوجه بر ضرر ايران نبوده است در حقيقت چنانكه مسيو ايزولسكي براي مشير الملك توضيح كرده اند و گفته اند (هيچيك از دولت مطالبه از ايران ننموده و به اين جهت دولت ايران مي توانسته تمام هم خود را براي انجام مسائل داخله صرف  نمايد) هر دو وزير كاملا در خصوص مداخله نكردن موافق بوده و جاي شبهه باقي نگذارده اند.

 


 

كلمات مسيوايزولسكي نيز كه حاوي قصد انگليس است از قرار ذيل است:

قانون نامه دولت روس اين خواهد بود كه مادامي كه بمصالح آنها خللي وارد نيامده از هر گونه مداخله در امورد داخله ممالك ديگر احتراز جويد و بكلي انحراف از اين قانون در اين مسئله حاليه غير ممكن است.

در باب شهرت تقسيم ايران فيمابين روس و انگليس كه ميگويند دولتين مزبور مي خواهند حوزه اقتداري براي خود معين كنند جنابان سرادوارد گري و مسيوايزولسكي اين فقره را صريحا توضيح كرده اند كه بهيجوجه اين شهرت ها ماخذي ندارد. چيزيكه دولتين مي خواهند اينست كه قرار دادي براي منع اشكالات و اختلافات اتيه بسته شود كه بموجب ان قرارداد هيچيك از دولتين در آن نقاط ايران كه متصل بسرحد ديگري است نفوذ خود را پيشنهاد ننمايد. اين قرار داد بمصالح خود ايران يا ملت خارجه ديگري خللي وارد نمي اورد- فقط دولتين روس و انگليس را متعهد ميسازد كه در ايران درصدد اقداميكه مضر بحال يكديگر باشد برنيايند و در آتيه از مطالباتيكه در گذشته تا آن درجه كه مخلل پيشرفت خيالات سياسي ايران بوده است ايران را مستخلص سازد. اظهارات جناب مسيوايزولسكي اين است :

«قرار داد فيمابين دو دولت اروپايي كه نهايت مصالح را در ايران دارند و ان قرار داد مبتني است بر ضمانت استقلال و انتگريته ايران – اسباب ترقي مصالح ايران خواهد بود. و ايران بهمراهي و كمك دو دولت مقتدر و همجوار خود- مي تواند بعد از اين تمام قواي خود را صرف ترقي داخله خود نمايد.» از مطالب فوق ملاحظه خواهند فرمود كه اين شهرتهائيكه در اين اواخر در خصوص خيالات سياسي انگليس و روس در ايران داده اند تا چه اندازه بي ماخذ است بهيجوجه نيت حمله باستقلال ايران نداشته قصد دولتين از بستن اين قرار داد اين است كه استقلال ايران را ابدالدهر تامين نمايند.نه فقط نمي خواهند عذري بجهت مداخله كردن در دست داشته باشند، بلكه قصدشان در اين مذاكرات دوستانه اين بود كه يكديگر را نگذارند در ايران بعذر حفظ منافع خود مداخله كنند و دولتين مذبور اميددارند كه در آتيه دولت ايران ابدالدهر از ترس مداخله خارجه مستخلص و در اجراي امور مملكتي خود بوضع خودشان كاملا ازاد بوده باشند كه فوايد آن عايد خودشان و تمام دنيا گردد.(9)

 

  روزنامه مجلس (10) بمديريت سيد صادق طباطبايي در شماره هاي 168 (21 رجب 1325- 31 اوت 1907) و 170  با درج مقالاتي ضمن ذكر خبر قرار داد 1907 از وقوع آن انتقاد مي كند. اما پاي قرار داد در ضمن مذاكرات (29 رجب 1325- 8 سپتامبر 1907) به مجلس باز مي شود و چندتن از وكلاي مجلس در اين خصوص سخن مي گويند:

 

معين التجار بوشهري : ]محمد دهدشتی، نماينده ترقيخواه تجار تهران و خبره در امور اقتصادي و سياسي] گويا چند روز است كه قرار داد روس و انگليس تمام شده و يك اندازه اسباب وحشت مردم گرديده صورت آن قرار داد را هم گويا به وزارت خارجه فرستاده اند اگرچه ظاهراً مي گويند اين معاهده در استقلال ايران است ولي نمي شود اطمينان حاصل كرد بايد آن قرار نامه را چون در باب ايران است رسما ما بدانيم و‌ آن قرار نامه را بدهند و نوشته هم بدهند كه غير از اين صورت ظاهري قرار داد ديگري در خفا ندارند.

اسدالله ميرزا ،: ]شهاب الدوله ملك آراء ، نماینده شاهزادگان تهران ، درس خوانده  انگلیس [از قراري كه گفتند عهدنامه بين روس و انگليس در خصوص اسيا تمام شده و همانطور كه گفتند صورت آن عهدنامه را بايد به مجلس بفرستند يكي از مواد آن اينست كه در نفوذ پلتيكي و تجاري هركدام طرفي را اختيار نمايند و يك چيز ديگري هم در بين هست كه استقلال دولت ايران را اين دو دولت ضمانت كرده اند آن ماده اول را در روزنامجات نوشته اند پس بايد اين را خواست و ديد.

حاج امين الضرب : ]حاج حسين اقا مهدوي ، نایب رئیس مجلس ، نماینده تجار تهران ، از عناصر ترقیخواه و آشنا به اقتصاد صنعتی[ در يك سوادي ديدم كه اين ماده آخري را بيك طوري نوشته بودند اگر در حقيقت اينطور باشدخوب است  ضرري ندارد ولي در هر صورت بايد آن عهدنامه را ديد.

آميرزا ابوالحسن خان:] نماینده فارس، کارمند سابق بانک شاهنشاهی ، ازتربیت یافتگان جدید، ترقیخواه[ لايحه از سفارت به وزير امور خارجه نوشته شده صريحاً نوشته اند نفوذ اين دو دولت در مملكتي كه همسايه هستند به تساوي باشديعني انگليس در طرف جنوب و روس در طرف شمال و هيچ يك از اين دو دولت در طرف ديگري دخالت نكند و من معني آن كلاميرا كه امين الضرب گفتند نفهميدم و يك كلمه ديگر هم هست كه اموري كه از براي دولت ايران رخ ميدهد بكمك اين دو دولت فيصل بگيرد اين مطلب را هم نفهميدم پس بايد نوشت كه صورت عهدنامه را بفرستند به وزارت امور خارجه و استدعا ميكنم كه صورت آنرا داده و بنويسند كه غير از اين قرار داد ديگري نداريم ما بيش از اين سئوال و خواستن حق ديگري نداريم. حاج معين التجار:  سفراي ما بايد بدانند كه ترتيب اين مملكت حاليه برخلاف سابق است شايد راپورتي مي فرستادند و خوانده نمي شد ولي حالا بايد اين گونه راپورت ها را به وزارت خارجه بفرستند و از وزارت خارجه هم بمجلس بفرستند خوانده شده معلوم شود.

مستشارالدوله (صادق) ]تحصیل در اسلامبول ، خدمت در سفارت ایران در اسلامبول ، کارمند وزارت خارجه ، وکیل آذربایجان ، تند رو[: بايد وزير امور خارجه را در يك مجلس خواست و از كليه معاهداتي كه شده مفصلا توضيح خواست و اطمينان بدهند كه از اين معاهدات ضرري به استقلال ايران برنخواهد خورد.

 

  از سخنان فوق فهميده مي شود كه وكلا تقريبا با چند و چون قرار داد و مباحثي كه پيرامون آن برپا بود آگاهی داشتند ولي موضع گيري اصلي خود را منوط به رويت اصل قرار داد 1907 کردند. در همين روز كابينه مشير السلطنه (ميرزا احمدخان) جانشين كابينه امين السلطان ،كه ترور شده بود، مي شود و در 6 شعبان به مجلس معرفي . در اين كابينه ابتدا سعدالدوله- كه از مجلس كناره گرفته است وزير خارجه است ولي بواسطه اعتراض و تحصن كارمندان وزارت خارجه در مجلس ، بر كنار و دوباره علاءالسلطنه وزير خارجه مي شود(11) و تا جلسه 26 شعبان 1325 مجلس ، كه مراسله سفارت انگليس به وزارت خارجه در باب قرار داد  خوانده مي شود ، و عکس العمل وکلا را بر می انگیزد مهمترين دغدغه مجلس رسيدگي به مسئله هجوم عثماني به آذربايجان است ، در جلسه مذكور رئيس مجلس ، احتشام السلطنه ، مراسله (فصول قرار داد 1907 مربوط به ايران ) را قرائت مي كند.(از آنجا كه مفاد قرار داد هم طولاني است و هم اينكه در نامه رايس و كلام وكلاي مجلس بنوعي بيان شده از آوردن آن خودداري مي كنيم(12)) اما عکس العمل وکلای مجلس :


 

مستشارالدوله (صادق) : بر همه معلوم است كه مدتها دولت روس و انگليس در ايران نفوذ پولتيكي و تجارتي داشته اند و در بعضي نواحي مال بعضي زيادتر بود.در حقيقت ايران ميدان كاملي بود به جهت آن دو دولت اگر دولت ايران واقف به نكات كار خود بود. مي توانست در آن حال ميانيت فوايد و منافع بي شمار حاصل نمايد ولي متاسفانه موقع را از دست داد و آن ميانيت از بين مرتفع شد. خيلي جاي تعجب است كه دو دولت در داخله دولت مستقلي قرار داد مي گذارند . معلوم است كه دول حقوق تجاري خود را به هر وسيله باشد برقرار مي داند بدون اين كه صاحبخانه مطلع باشد. با اين قرار داد و معاهده اي كه بين دولتين شده است . دولت ايران مي تواند به هر كسي امتياز بدهد ولي در نواحي و جاهايي  كه امتياز داده نشده باشد اعم از اين كه طرف دولت انگليس و روس باشد يا غير از آنها در هر نقطه و ناحيه اي كه نفع خود را در او بينيد پس اين قرار داد آن اختيار داخلي ما را سلب نخواهد كرد برفرض اين دو دولت براي خود و رعاياي خود قرار داده اند ربطي به عمل ما ندارد ما نمي توانيم ترتيب مملكت خود را تغيير بدهيم . اما اين كه نوشته شده كه گمركات جنوب مرهون استقراض است اگر تاخير افتاد كنترل بگذارند اگر چه اين مسئله با وزير ماليه است ولي چون در اينجا مطرح شده بنده عرض مي نمايم كه در آن قرار داد استقراض گويا چنين شرطي نباشد و در صورت عدم آن حق ندارند، و در كنترلي كه از براي وصول عايدي گمركات شمالي در صورت تاخير قسط آن مي گذارند آن هم بايد موافق به قرار نامه استقراض باشد.

وكيل التجار : ]آقا محمد يزدي وكيل رشت ، ترقيخواه [ اين دو دولت محترم  چون در سابق ميان خودشان در تجارت زد و خوردي داشتند مي خواستند كه يك قرار دادي ميان خودشان بگذارند كه به تجارت يكديگر خسارت وارد نياورند و مزاحم نشوند اما در باب كنترل اينجا نوشته شده كه براي اين كه اطمينان حاصل بشود حق دارند نه آن كه در صورت نرسيدن قسط ، ديگر اين كه بايد از وزارت خارجه پرسيد كه ديگر مطالب محرمانه و قرار داد مخفي هست يا خير؟

رئيس : ]احتشام السلطنه ، حاج ميرزا محمود خان علامير ، از قاجار ها بود، وزير مختار ايران در برلن (چهار سال) ،  رئيس غلامان شاهي (1301-1304) ، حكومت چندين ايالت ، سركنسول ايران در عراق ، نماينده ملاكين و اعيان تهران ، رئيس مجلس از اول شعبان 1325 تا صفر 1326 ق،  از نخبگان  ترقيخواه[ آنچه به وزارت خارجه نوشته اند همين است ديگر نمي شود آن ها را قسم داد كه آيا غير از اين هست يا نيست.

وثوق الدوله : ]حسن، نايب رئيس مجلس آشنايي بازبان عربي و مقداري  انگليسي و فرانسه ، مستوفي اول و محاسب آذربايجان و خالصجات سركاري  ، نماينده تجار تهران] گويا چيزي در اين خصوص از آن تباني كه جناب مستشارالدوله گفتند اولي تر نباشد ماحصل مدلول اين قرار داد اين است كه دولت انگليس در شمال امتياز نگيرد و دولت روس در جنوب و اين ترتيب حال ايران را با سابق تغيير نخواهد داد و در هر موقعي دولت ايران مي تواند به هر يك از دول امتياز بدهد اما در باب كنترل بايد اين ترتيب از روي معاهده و قرار داد آن استقراض باشد.

آقا ميرزا ابوالحسن خان شيرازي ::اين معاهده « ظاهرش چون گور كافر پرحُلل  و اندرون قهر خدا عزوجل » است. حفظ حقوق تجارتي و حدود سياسي مسئله جداگانه اي است رجوع به تواريخ  گذشته بايد نمود كه مقصود از تجارت چه بوده است . من چيزي عرض ميكنم همين قدر چيزي را كه بعضي روزنامه جات دولت انگليس گفته اند عرض مي كنم كه مي نويسند. در اين موقع كه دولت ايران پا به جاده ترقي و مشروطيت گذارد ما از دولت دوستي مثل دولت انگليس متوقع نبوديم كه با يك دولت دوست همسايه ديگر ما چنين قراري بگذارند.

آقا سيد حسن تقي زاده : [نماينده تندرو آذربايجان ، داراي تحصيلات قديم و جديد، معمم ، عضو كميته انقلاب به همراه سيد جمال و اعظ و ملك المتكلمين ، سفر به باكوو قاهره]هر چه بگوييم تاييد مطالب سابقه است البته همه كس مي داند از براي دولتي كه دو دولت ديگر در خاك او قرار داد بگذارند جاي تاسف است ولي اين را هم مي گويم كه دولت ايران مي تواند حقوق خود را حفظ كند و هيچ خللي بر او وارد نيايد و بعد از تمام مذاكرات مي توانم بگويم كه زنده با استقلال ايران.

حاج شيخ علي: آيا اين قرار داد را نمي شود تغيير داد

رئيس (احتشام السلطنه) : فقط مقصود از اين قرائت اطلاع بود البته وزارت خارجه جوايي كه لازم است خواهد نوشت.

اسد الله ميرزا: آنچه كه روزنامجات انگليس انتشار مي دهند اين است كه غرض از معاهده اين بوده است كه بعدها روس به طريق تجارتي افغانستان و راه هاي ديگر راه به هندوستان پيدا نكند و هندوستان تحت حمايت انگليس بماند. گذشته از اين هيئت حاليه وزراي انگلستان در كمال صداقت طرفدار آزادي هستند.چنانچه در اين مدت اخير ترانسول را آزادي دادند و ايرلاند كه مدتها است در تحت حمايت انگليس است مي خواهند كه پارلمان و آزادي بدهند با وجود اين دولت انگليس هرگز راضي نخواهد شد كه به استقلال ايران صدمه وارد آيد.


 

آقا شيخ حسين : مطلب همين بود كه گفته شد، چيزي که هست همين طوركه امروزه اجانب اتحاد مي كنند كه ثروت خودشان را زياد كنند ما هم بايد كوشش كنيم كه حاليه خودمان را زياد كنيم و خودمان را حفظ نماييم.

آقا ميرزا فضلعلي آقا: [نماينده علماي تبريز، از جمله وكلاي ميانه رو مجلس بود ، از روحانيان فرقه شيخيه تبريز و در ارتباط با ثقه الاسلام] ديگران هر چه بكنند از براي خود  مي كنند چيزي كه بر ما لازم است همين است كه دقت كرده خود را حفظ نماييم.

وكيل التجار: قناعت توانگر كند مرد را چيزي كه امروز مي تواند ما را مستخلص كند قناعت است.

حاجي ميرزا علي آقا: [علي آقا مجتهد وكيل مشهد] مطلب اول من راجع است به عهدنامه ،  آنچه از اين عهدنامه  مفهوم مي شود مضمون آن فرمايش خداوند است كه مي فرمايد: خودتان را دوست داريد ضلالت ديگران به شما ربط ندارد. عهدنامه ربطي به ما ندارد. ما بايد استقلال خودمان را حفظ كنيم.

 

  بعد از اين سخنان مجلس منتظر اقدامات وزير خارجه در آينده مي شود.

از 26 شعبان 1325 تا 26 رمضان 1325 كه پاسخ وزارت خارجه به دولتين روس و انگليس قرائت مي شود اتفاقات زير بوقوع مي پيوندد:(13)

1- تجاوز عثماني به ايران و تصرف تبريز و اروميه و شكست سپاه ايران و سركشي سركشان و غارت چندين روستا.

2-جمعي از اشراف و شاهزادگان و روساي لشگري و كشوري شاه را ترغيب به همكاري با مجلس كردند شاه پذيرفت و ايشان با سوگند و دستخط شاه به مجلس رفتند و با نمايندگان مجلس هماوايي نمودند.

3- در اين موقع بوسيله عناصر تند رو ، چهلم عباس آقا ضارب امين السلطان با شكوه برگزار گرديد.

4-متمم قانون اساسي به امضاي شاه رسيد.

اما دنباله مطالب مربوط به موضع گيري وكلاي مجلس نسبت به قرار داد 1907 : ميرزا ابوالحسن خان شيرازي نماينده پيگير شيراز هم در جلسه مورخه( 5 رمضان 1325- 13 اكتبر 1907) مجلس درباره نحوه پاسخگويي وزارت خارجه در باب معاهده 1907سئوال مي كند و هم هنگام معرفي كابينه ناصر الملك در جلسه مورخه (3 آبان 1286-18 رمضان1325- 26 اكتبر1907) . وي در جلسه 25 رمضان 1325 كه از مكاتبه وزير خارجه (مشيرالدوله – حسن پيرنيا) اطمينان حاصل كرده است مي خواهد كه در جلسه بعدي وزير خارجه متن مراسله را ارائه دهد.

و اينك سئوال و جواب ميرزا ابوالحسن خان و وزير خارجه در جلسه مورخه 26 رمضان1325

آقا ميرزا ابوالحسن خان:دوفقره سئوال است كه مجلس مي خواهد از جناب وزير امور خارجه بنمايد: يكي اينكه جواب مراسله سفارت دولت فخيمه انگليس در باب معاهده چه نوشته اند...

وزير امور خارجه : جوابي كه در باب مراسله سفارت دولت فخيمه انگليس داده شده است از اين قرار است : « سواد مراسله متحدالمضون كه به تاريخ 25 شهر رمضان المبارك 1325 از وزارت امور خارجه به جنابان وزير مختار دولت روس و شارژ دافر دولت انگليس نوشته شده:

مراسله محترمه آن جناب جلالتمآب مورخه 15 شهر شعبان المعظم 1325 مطابق 24 سپتامبر 1907 كه متضمن سواد يك قسمت قرار داد منعقده فيمابين دولتين قوي شوكتين روس و انگليس راجع به ايران و داراي يك مقدمه و پنج فصل بود واصل انامل توقير گرديد ، اينك در جواب زحمت افزا مي شود كه چنان كه خاطر نصفت مظاهر آن جناب تصديق خواهد كرد. قرار داد مزبور فيمابين دولتين قوي شوكتين روس و انگليس منعقد شده و بنابراين مفاد آن راجع به دولتين مرقومتين كه قرار داد مزبور را امضا كرده اند خواهد بود و دولت عليه ايران نظر به استقلالي كه به فضل خداوند متعال به خودي خود داراست كليه حقوق و اختياراتي را كه از استقلال تام اين دولت عليه حاصل است از اثر نفوذ هر قسم قرار دادي كه ما بين دو يا چند دولت خارجه در باب ايران منعقد شده يا شود اصولا وحقا مصون و محفوظ مي داند و در روابط با دول متحا به و تشييد مباني وداد و يكجهتي موافق اصول عهود مقدسه و قاعده در هاي باز براي تجارت بين الملل سعي بليغ خواهد داشت . در باب وجوه استقراض هم بديهي است بلاتخلف رعايت خواهد نمود. براي اظهار و اعلام اصولي كه در اين مراسله مقيد و مصرح است. سوادي از آن براي نمايندگان دول متحابه مقيمين در بار دولت عليه ارسال شد. در اين موقع احترامات فائقه را نسبت به آن جناب جلالتمآب تجديد مي نمايد » .


بعد از خوانده شدن متن مراسله مجلس به امور عادي خود مي پردازد بنظر مي آيد مجلس از پاسخ وزارت خارجه راضي است چرا كه در جلسه بعدي كه در روز سه شنبه 28 رمضان منعقد مي شود وكلا شروع به چاره انديشي مي كنند و اصل را بر اين مي گذارند كه كارديپلماتيك انجام گرفته اما خطر را دور نمي ببينند و بقول ميرزا ابوالحسن خان بدنبال باطل السحر مي گردند. ميرزا ابوالحسن خان كه اوضاع مملكت بخصوص فارس را مغشوش مي بيند و مقصود خود را روي كاغذ نوشته است سعي
 مي كند ضمن موافقت تلويحي با مراسله وزارت خارجه و تاكيد نامه مذبور به استقلال خداداد ايران نظرات خود را راجع به قرار داد و نحوه خنثي كردن تاثيرات منفي آن بيان كند :

من مي گويم اين استقلال خدا داد كه مرقوم فرموده بودند ايران به خودي خود دارا است در صورتي معني حقيقي پيدا خواهد كرد و پايدار خواهد ماند كه ما ايرانيان اين نفاق و اغراض را يك سونهيم و جنگ خانگي را كنار گذاريم وبا جان و دل از روي قلب با يكديگر متحد شويم تا از بركت اين اتفاق واتحاد تحصيل قدرت و قوتي  نموده بتوانيم باطل السحر آن معاهده شويم.

 

« مگر اين آتش كه شعله آن تمام مملكت ما را گرفته نمي بينيد؟ مگر استعاذه  و استعانه ايران را  نمي شنويد؟ در كجا است كه اين آتش شعله ورنيست؟ در فارس نيست در كرمان نيست در آذربايجان نيست در استرآباد و خراسان نيست در مازنداران و گيلان نيست؟ همه جا خشك و تر را با هم مي سوزانند...

 

ميرزا ابوالحسن خان در ادامه سخنانش اوضاع وخيم مملكت را تشريح مي كند:

استقلالي كه مي شنوم بعضي به اعليحضرت همايوني كه جان ما ايراني ها به فداي تخت و تاج مقدس او باد وعده داده و حضوراً متعهد شده اند [شايد منظور روس ها باشد] همان استقلالي است كه براي كره يا انگليس و ژاپن در معاهده نامه خود قرار داده اند چه شد امپراطور سابق كره ؟ كجا رفت استقلال آن دولت امپراطوري؟ تمام ترس من از اين است كه ملتفت تحريك و تفتين نباشيم و اغراض را كنار نگذاريم و يك وقت ببينيم كه تمام درهاي چاره بكلي به روي ما بسته شده است، مفعول مجبور با چشم باز و دست گشاده تسليم گرديم...»

 

وي در ادامه خطراتي را كه تاج و تخت محمدعلی شاه را بخاطر عدم اتحاد و عوارض قرار داد 1907 تهديد مي كند بيان مي كند:

در واقع بزعم او باطل السحر معاهده جز اتفاق و اتحاد نيست:

          « شما را به خدا قسم بياييد. اتفاق كنيد و نفاق را كنار بگذاريد و نگذاريد ايران از دست برود »

اسدالله ميرزا هم با بيان چند مثال تاريخي درباره كشورهاي لهستان ، هندوستان ، مصر ،  عثماني و مراكش علت بدبختي آنها را نفاق و اختلاف مي داند كه باعث نفوذ خارجي ها شده است.مثال او درباره لهستان جالب توجه است:

« مملكت لهستان را اگر لابد شنيده ايد و در توازيخ  شرح آن را خوانده ايد به جهت همين اختلاف و نفاق داخله و انجمن هاي زياد كه برضد يكديگر كار مي كردند. در ميان سه  دولت عظيم يكي روس و يكي آلمان و يكي اطريش تقسيم شد و اسم آن مملكت به آن عظمت از ميان رفت » .

مثال ديگر او ،كه نشان مي دهد راه ورود استعمار را مي شناسد ،هم جالب است:

« حال حاليه مراكش را ملاحظه فرماييد كه دو برادر با هم ضديت نموده و دو سه نفر هم اروپايي كشته شده دول خارجه دستاويز پيدا نموده اسپانيول و فرانسه آمده كردند آنچه كردند » .

در دنباله مذاكرات سيد حسن تقي زاده ضمن مشخص كردن وظايف دولت و مجلس ايجاد امنيت و دفاع همگاني از مشروطه را بسيار مهم مي داند البته در اين مورد حاج ميرزا علي آقا هم با او هم عقيده است. حاج امام جمعه (حاج ميرزا يحيي وكيل تبريز از علماي ميان رو ) ضمن بيان و تاييد  سخنان فوق معتقد است براي حفظ امنيت كشور و جلوگيري از نفوذ خارجي ها و قدرت آنها به قشون نياز داريم:

« اين مملكت اسلام است مملكت شيعه است من مي گويم يك سال است ايراني ها جان دادند مال دادند مشروطه را گرفتند حالا ديگر نبايد ماسر مشروطه دعوا كنيم . [معلوم است اين دعوا وجود دارد بخصوص بين شاه و مشروطه خواهان] حال همه مشروطه هستيم حال بايد جنگ خانگي را رفع كرد و ديگر كسي حق ندارد و نمي تواند مشروطه را از ما بگيرد. خارجه هم نمي تواند من مي گويم در مملكت شما امروزه هشت ماه است عثماني تجاوز
مي كند ، هيچ فكر  افتاده ايد كه دوفوج قشون راه  بيندازيد؟ حالا اين عثماني است شايد فردا يك دولتي قوي تر از يك سمتي  حركت كرد. اگر فردا روس خواست كه او هم همين حركت را بكند چه خواهيد كرد؟ چرا سرباز درست
نمي كنيد ؟ چرا در فكر قشون نيستيد؟ »

 اسدالله ميرزا و تقي زاده هم سخنان حاج امام جمعه را تائيد مي كنند نقي زاده مي گويد:

«دولت ايران عاجز نيست امروزه از براي تنظيمات و حفظ حدود و ثقور خود قشون بايد آماده و تهيه كند. استعداد آن را هم بخوبي داراست دولت خارجي هم حق ندارد كه در داخله اين مملكت دخالت نمايد...»

احتشام السلطنه رئيس مجلس ضمن تائيد سخنان فوق مي گويد:

« بايد جداً  از دولت خواست و اين كه جناب حاجي امام جمعه فرمودند صحيح است بايد فكر سرباز و قشون كرد يك فوج منظم مقابل ده فوج بي نظم است از فردا ان شاالله فكر همين كار را مي كنيم و مشغول تربيت افواج مي شويم يك كميسيوني مي كنيم براي اين كار .»

در دنباله مذاكرات ميرزا ابوالحسن خان تذكر ميدهد كه سرباز را مطابق قانون اساسي بايد گرفت و امام جمعه خويي مي گويد:

      « حالا كه بايد اقدام بشود يك مدير و معلمي از خارجه از دول بي طرف بياوريد كه منظم نمايد»

در هر صورت نطق هاي مهيج حاج امام جمعه و بخصوص ميرزا ابوالحسن خان كه به گفته آقا ميرزا فضلعلي آقا در همان جلسه همه را متنبه كرد در واقع حسن ختامي بود به موضع گيري مجلس درباره قرار داد 1907 ،كه تشكيل مي شد از مذاكرات وكلا ، اعتراض رسمي دولت و مجلس به دولتين روس و انگليس و همچنين سخن از چگونگي مقابله با تهديدات احتمالي كه از ناحيه اين قرار داد مي تواند متوجه كشور شود و در نهایت تشكيل قشون . البته بزعم اكثر نمايندگان باطل السحر اين قرار داد چيزي نبود جزاتحاد و جلوگيري از نفاق در جامعه و قوي كردن كشور و آمادگي براي دفاع از آن .

 در جلسه اول رمضان 1325 افراد زير بعنوان اعضاي كمسيون وزارت خارجه مجلس تعيين شدند : اسدالله ميرزا ، مستشار الدوله ، حاجي امين الضرب ، صديق حضرت (معلم مدرسه سياسي و تحصيلات در حقوق سياسي )،  محقق الدوله (عضو هيئت رئيسه مجلس- مدير مدرسه سياسي – ترقيخواه )، سيد حسن تقي زاده ، ميرزا ابوالحسن خان شيرازي.  ظاهراً نطق هاي مهيج جلسه مورخه 28رمضان بخصوص صحبت از تشكيل قشون براي مقابله با حملات احتمالي چندان به مذاق رئيس الورزاء و وزير خارجه خوش نيامد-  كه به احتمال زياد تا حدي ناشي از اعتراض سفراي  دولتين روس و انگليس بود - بهمين خاطر در جلسه 2 شوال 1325 كه ابتدا نطق شاه، در جلسه روز قبل در حضور تعداد زيادي از نمايندگان در تائيد و دعوت مجلس به انجام وظايف خود طبق قانون اساسي كه چندي پيش امضاء كرده بود، قرائت شد، حاضر شدند و سخناني درباره نزاكت بين الملل بيان كردند و تلويحاً مجلس را دعوت به خويشتنداري در امور بين الملل كردند، كه البته در اين مورد وكلا از حق خود  در اين مورد دفاع كردند ، از آنجا كه گفتگوهاي اين جلسه مجلس بدنبال صحبت از قرار داد 1907 پيش آمد بيان خلاصه اي از آن مي تواند نشان دهنده شناخت خوب وكلاي مجلس بخصوص اعضاي كمسيون خارجي، و همچنين هيئت دولت از اصول روابط بين الملل باشد.

رئيس الوزرا (ناصر الملك): بلي امروز از جمله چيزهايي كه اهم مقاصد ما است رعايت حفظ روابط بين دول است . امروز تمام اقتدارات دول به واسطه رعايت ارتباطات آنها يا يكديگر است. اين است كه ما بايد خيلي دقت كنيم كه تا بتوانيم روابط خودمان را با دول همجوار زياد و محكم نماييم . نه اين كه برخلاف آن اظهار و ابرازي كنيم. در اين صورت وزير خارجه خواهند بيان فرمود.

وزير خارجه: ]مشيرالدوله – حسن پيرنيا،تحصيل كرده حقوق در مسكو ، از موسسين مدرسه علوم سياسي ، چندين دوره وزير [ نزاكت بين الملل از چيزهايي است كه در همه جا معلوم است و دول همجوار را همه طور محترم مي دانند . بعضي اوقات ملاحظه مي شود كه در پاره اي از روزنامه جات پاره اي عنوانات مي شود كه احتمال مي رود اسباب رنجش گردد. همچنين در مجلس مكرر خواستيم كه خواهش كنيم از طرف مجلس در اين باب مراقبتي بشود. ميدانيد كه مجلس واضع قوانين است و اجراي آن باقوه مجريه است پس هميشه بايد رعايت شرايط اجرا ملحوظ گردد.

ميرزا ابوالحسن خان كه احساس مي كند روي سخن با اوست مي گويد:

« مطالبي را كه جناب رئيس الوز را و جناب وزير امور خارجه بيان فرمودند تمام صحيح است مجلس هم بر همين عقيده است ولي خوب است اين نزاكت بين المللي را توضيح كنند وحدي از براي آن معين نمايند. به عقيده بنده اگر يك وكيل مثلا در باب معاهده دولت روس و انگليس عقيده اش بر اين باشد كه اين معاهده مضر به حال مملكت است و تقسيم آن است اگر اظهار نكند اداي تكاليف  خود را نكرده است و در هر پارلمان اين گونه مذاكر ات مي شود وكيل هم بايد در اين گونه موارد عقايد خود را بگويد.»

وزير خارجه درخواست مي كند قبل از موضع گيري ، نمايندگان صحت و سقم مطالب و گزارشان را از وزارت خارجه بخواهند و سپس موضع گيري كنند، در واقع وي ضمن اشاره به قانون اساسي و مسئله تفكيك قوا سعي مي كند مسائل در روال قانوني بيفتد .در دنباله گفتگو ها مستشارلدوله و اسدالله ميرزا و تقي زاده در رابطه با حق وكيل براي موضع گيري در مسائل مختلف خارجي دفاع كرده و تقي زاده در فرازي از سخنانش مي گويد:

رعايت نزاكت بين الدول صحيح است و گمان مي كنم اين مسئله هم به حدي داراي اهميت است كه بايد تشريح شود . روابط بين الدول درجات پست و بلندي دارد كه اعلي درجه بلندي آن به حدي است كه منتهي مي شود به كنفرانس و صلح عمومي و درجه پست آن كه روابط قطع مي شود و اعلان جنگ داده مي شود و هر يك از درجات پستي و بلندي اندازه دارد . اگر از يك دولتي يا يك سفيري بعضي چيزها شنيده شود يك غليان و جوششي در مردم پيدا مي شود كه نمي توان جلوگيري از آن غليان و جوشش نمود كه سئوال بشود و اين مطالب قطع روابط را نمي كند . اما كمك مي نمايد و بايد سئوال بشود كه وزرا چه اقدام كرده اند و  تا از طرف دول متحابه به چيزي احساس نشده كمال مناسبات و روابط محفوظ است ... ما به بعضي از احساسات نمي توانيم غليان و هيجان عمومي خود را جلوگيري نماييم . مثلا اگر يك معلم و اجيري نسبت به وزير خارجه يك پيغام يا سوء سلوك نمايد در ما يك جوش و خروشي احداث مي شود و لابد از هيئت وزرا سئوال خواهيم نمود كه در اين باب چه اقدامي كرده ايد.»

 البته وزير خارجه ضمن تائيد سخن تقي زاده باز هم آنها را دعوت به مراعات نزاكت بين الدول مي كند:

« مقصود من اين است كه در پوليتیكات خارجه خيلي دقت بشود و اين طور كه فرموديد حساسيت ملي خيلي خوب است اما خودتان مي دانيد كه همين حساسيت ملي هم يك وقتي توليد خيلي اشكالات ميكند و بايد همين طور كه معمول است نزاكت بين الدول ملاحظه شود» .

ظاهر قضيه اين است كه بعد از اين جلسه دولت و مجلس در برخورد با سياست خارجي و بخصوص قرار داد 1907 به يك نتيجه و رويه واحدي مي رسند و هر كدام در چارچوب وظايف قانوني خويش مشغول به خدمت مي شوند اما در فاصله 2 شوال 1325 تا سه شنبه 7 صفر 1326 (يعني حدود چهار ماه بعد ) كه دوباره پاي قرار داد 1907 به مجلس باز مي شود اتفاقاتي مي افتد كه مسير حوادث را دگرگون مي كند. ابتدا فهرست اين اتفاقات را بيان مي كنيم و سپس به مذاكرات مجلس در اين خصوص مي پردازيم (14)

1-حضور شاه و هيات دولت و گروهي از شاهزادگان در مجلس و سوگند وفاداري شاه نسبت به مشروطيت و قانون اساسي سه شنبه 5 شوال 1325 .

2- برخورد تند شاه با هيات ده نفره مجلس و درخواست انحلال انجمن ها و حمله شاه به رژيم مشروطه و مجلس .

3- مقاله توهين آميز روزنامه روح القدس به مادر شاه و توقيف آن توسط دولت .

4- قطع حقوق و مزاياي شاهزادگان و زنان ناصر الدين شاه از جانب مجلس  .

5- تظاهرات و درگيري هاي مخالفان و موافقان مشروطيت و درخواست استعفاي شاه .

6- 9 ذيقعده 1325 تظاهرات هيجان آميزي بر ضد آزاد يخواهان و مجلس از طرف عده اي از طرفداران  شاه به رهبري مقتدر نظام و صنيع  حضرت در اطراف مسجد سپهسالار و مجلس شوراي ملي شروع شد كه بواسطه  حمايت انجمن ها و با مديريت احتشام السلطنه مجلس بخوبي از خودش دفاع كرد.

7- شاه ناصر الملك رئيس الوزراء و نمايندگان رئيس مجلس را زنداني مي كند و به هيئت وزرا پرخاش مي كند.

8- تكفير شيخ فضل الله بوسيله علماي نجف

9- شاه در مقابل مجلس تسليم شد و بعضي از مخالفان مجلس را تبعيد كرد و پس از وادار كردن ناصر الملك به استعفا نظام السلطنه مافي را طبق نظر مجلس به رئيس الوزرايي انتخاب كرد(16 ذيقعده 1325)

10 – قرائت سوگند نامه شاه كه در پشت قرآن نوشته بود بوسيله نظام السلطنه مافي در مجلس (17 ذيعقده 1325) و سوگند نمايندگان به حمايت از محمد علي شاه .

11- قتل فريدون زرتشتي (3 ذيحجه 1325) و انتقاد روزنامه مساوات و روح القدس از شاه .

12- استيضاح آصف الدوله وزير داخله 13 محرم 1326

13- پرتاب بمب بطرف اتومبيل شاه و قصد ترور وي (25 محرم 1326- 8 اسفند 1286)

در مذاكرات سه شنبه 7 صفر 1326 مجلس ، حسنعلي خان نواب كه بعنوان نماينده تهران تازه به جمع وكلاي مجلس پيوسته بود. درباره قرار داد سخن گفت:

حسنعلي خان نواب : ]وابسته سفارت ايران در لندن ، آشنايي و نزديكي با ميرزا ملكم خان و ناصر الملك ، عضو كميته انقلاب در كنار تقي زاده و ملك المتكلمين[ : چندي قبل در باب قرار داد روس و انگليس راجع به بعضي ممالك آسيا در پارلمان انگليس خيلي ايرادات و تعرضات شده است و روزنامه طيمس در ضمن راپورت مذاكرات پارلمان مي نويسد كه در دهم ماه فوريه ، لارد كرزن فرمانفرماي سابق هند در ضمن تعرضات و ايراداتي كه در باب آن قسمتي كه راجع است به ايران اظهار داشته كه بايد دانست عقيده ايران در باب اين قرار داد چيست، لارد كرزن از طرف دولت انگليس جواب داده است كه : دولت ايران ابدا يك كلمه پروتست در باب اين قرار داد ننموده است اين اظهار لارد كرزن بي نهايت اسباب تعجب است زيرا كه در همان اوقات خبر رسمي انعقاد اين قرار داد به ايران رسيد، بنا شد كه از  طرف دولت ايران پروتست و تعرضات لازمه بشود خوب است  جناب وزير خارجه اقداماتي كه در اين باب از طرف دولت عليه شده است به اين مجلس ملي اظهار دارند.»

وزير خارجه كه اين بار هم مشيرالدوله است اقدامات گذشته را توضيح مي دهد و در جواب تقي زاده هم كه ايراد مي گيرد پاسخ وزارت خارجه در جرايد چاپ نشده است ياد آور مي شود كه در روزنامه مجلس در همان زمان چاپ شده است و در نهايت هم وزير خارجه و هم تقي زاده و
 لسان الحكما تذكر مي دهند كه به مطالب بعضي روزنامه نمي توان توجه كرد . اين بود آخرين
مواضع مجلس نسبت به قرار داد و بعد از اين مجلس مشروطه گرفتار مسائل و مصائبي شد كه آخرینش بمباران مجلس بود در 23 جمادي الاولي 1326( 2 تير ماه 1387)  كه پرونده مجلس اول بسته شد.

البته لازم به ذكر است كه بواسطه بمباران و آتش سوزي در مجلس بسياری، از اسناد و مذاكرات خصوصي و صورتجلسات كمسيون هاي مجلس از بين رفته است و در اين زمينه اطلاعات اندك است.

بخش دوم:

در بخش اول چگونگي عكس العمل مجلس در مواجهه با قرار داد 1907 و مراحل آن را توصيف كرديم در اين بخش قصد بر اين است كه اين فرضيه را به اثبات برسانيم كه نحوه برخورد مجلس با قرار داد عليرغم انتظارات مختلف، در چارچوب اصلاح، تركيب مجلس ، اوضاع جامعه و
 اولويت هاي مجلس غير از اين نمي توانست باشد و نظر يات كساني كه مجلس را به ناآگاهي ،
بي تفاوتي ، وابستگي و يا خيانت متهم مي كنند رد كنيم. براي اثبات فرضيه امان لازم است مقدماتي درباره نحوه انتخاب نمايندگان و تركيب مجلس عرضه شود.

در نظام نامه انتخاباتي، انتخاب كنندگان به شش طبقه تقسيم می شدند :

1-شاهزادگان 2-اعيان و اشراف  3- علما و طلاب  4-ملاكين و فلاحين 5- تجار  6-اصناف

از آنجاييكه طبق نظام نامه انتخاباتي راي دهندگان مجبور نبودند از صنف و طبقه خودشان انتخاب كنند  به همين خاطر بجز وكلاي دو طبقه شاهزادگان وعلما كه از افراد گروه خود انتخاب شدند در مورد بقيه طبقات چنين يك دستي وجود نداشت.بنابراين « تشكل سياسي مجلس نماينده درست تركيب طبقاتي اش نبود و هيات ظاهري طبقاتي اش اصالت كامل طبقاتي نداشت» (15)

با توجه به مذاكرات مجلس و موضع گيري نمايندگان درباره مسائل گوناگون اين نكته كاملا اثبات مي شود كه نمي توان در جستجوي موضع گيري طبقاتي در مجلس بود:

«با وجود اينكه 26% از كرسيهاي مجلس به اصناف تعلق گرفت اين طبقه قدرتي نيافت . همچنين تجار نيز با وجود امكانات مالي نفوذ سياسي نيافتند. علما نيز چون متحد نبودند پس ازمدتي ضعيف گشتند بنابراين نفوذ سياسي چه در خارج از مجلس و چه در داخل آن در دست طبقه اشراف مالكين باقي ماند . بخصوص قوه مجريه در درست اين طبقه بود و به قدرت آن مي افزود» (16)

تقي زاده راجع به مسلك سياسي گروه هاي مختلف مجلسیان گفته است:

«در مجلس اول حزب سياسي به اين اسم وجود نداشت . و فقط البته تند روان و محافظين بودند كه عقايد بعضي از اوليها شباهت به سوسياليسم داشت» (17)

تقي زاده در جاي ديگر وكلاي مجلس را به سه دسته معتدلها، آزاد يخواهان و بي طرفان تقسيم مي كند كه تعداد وكلاي آزاد يخواه را 20 نفر و معتدل  را 35 نفر ذكر مي كند. (18)البته تقسيم آدميت در اين زمينه مناسب تر وطيف وسيعتري را شامل مي شود:

«به نظر ما تركيب سياسي هيات نمايندگان را بطور كلي چهار گروه متمايز مي ساخت : سنت خواهان ، ميانه روان ، ترقيخواهان و عناصر راديكال ، تند روان يا انقلابيان» (19)

وي ضمن آگاهي به محدوديت اين گروه بندي سعي مي كند وكلاي مجلس را در
گروه بندي هاي فوق دسته بندي مي كند : (20)

1- سنت خواهان مانند بحرالعلوم كرماني ، بحرالعلوم رشتي ، مير هاشم تبريزي كه در اقليت مطلق بودند و سياست مشروطگي  را تعرض به معتقدات گذشته مي دانستند اين گروه در مذاكرات مربوط به قرار داد 1907 حضوري نداشتند.

2- ميانه روان مشروطه خواه كه از مجتهدان بازرگان و اصناف بودند و اغلب موارد با ترقيخواهان هم راي ، مانند طباطبايي ، بهبهاني ،  فضلعلي آقا ، امام جمعه خويي، سيد نصرالله تقوي (عضو هيئت رئيسه اول و دوم مجلس اول) ، دكتر ولي الله خان ، سيد محمد تقي هراتي (عضو هئيت رئيسه مجلس اول)

3-ترقيخواه و راديكال  كه هيات تربيت يافتگان روشنفكر را در بر مي گرفت و البته چند تن از اهل حكمت و ملايان و سرمايه داراتي كه به اقتصاد صنعتي جديد توجه داشتند نير به آنها اضافه مي شوند نخبه ايشان عبارتند از : صنيع الدوله (اولين رئيس مجلس ).  احتشام السلطنه (دومين رئيس مجلس) سعدالدوله ، احسن الدوله صديق حضرت ،  ميرزا ابوالحسن خان، محقق الدوله [ عضو هيئت رئيسه اول و دوم ) ، لسان الحكما، مخبرالملك ، وكيل الرعايا ، ملك آرا، امين الضرب (نائب رئيس مجلس ) ،معين التجار بوشهري ، آقا محمد وكيل التجار ، ميرزا محمود اصفهاني مرتضي قلي خان نائيني (عضو هيئت رئيسه دوم مجلس) ، محمد اسماعيل آقا تبريزي ، ميرزا طاهر تنكابني (عضو هيئت رئيسه دوم مجلس )و شيخ ابراهيم زنجاني .

5-تندروان و انقلابيان مانند يحي ميرزا اسكندري ، ميرزا ابراهيم آقا تبريزي ، سيد حسن تقي زاده ، شيخ حسين فلك المعالي ،در ضمن مستشارالدوله (عضو هيئت رئيسه دوم ) و ميرزا آقا فرشي را عليرغم رد كردن اتهام تندروي جزء اين گروه دانسته اند .

بعضي از اين افراد مانند تقي زاده و ابراهيم آقا با دسته هاي انقلابي بيرون مجلس ارتباط داشتند البته حسينعلي خان نواب را هم كه عضو كميته انقلاب بود مي توان از اين دسته بحساب
 آورد .در مذاكرات مربوط به قرار داد 1907 هم عناصر تندرو يا انقلابي و هم ميانه رو و ترقيخواه حضور فعال داشتند منتها از آنجا كه رهبري فكري مجلس در دست عناصر ترقيخواه بود سمت وسوي
موضع گيري وكلا در چارچوب ديدگاه اصلاحي اين گروه قرار داشت و ميداني براي عناصر انقلابي و تندرو – كه البته لااقل در اين مورد در مجلس از ايشان تندروي مشاهده نشده - باقي نماند . بنابران در هنگام تبيين و علت يابي موضع گيري مجلس در مورد قرار داد بسيار مهم است كه اين موضع گيري را در چه چارچوبي ببينيم، انقلابي يا اصلاحي ، بنظر مي آيد آنهائيكه موضع گيري مجلس را ضعيف و يا ناآگاهانه قلمداد كرده اند ، جدا از بي اطلاعي تعدادي از آنها ، از موضعي انقلابي به ارزيابي نشسته اند - موضعي كه با واقعيات مجلس آن زمان سنخيت ندارد.

در واقع كساني كه رهبري مجلس را در دست داشتند موضعي اصلاحي داشتند و حركت مردم و اعتراضات ايشان را نهضتي مي دانستند كه به منجر به تشكيل مجلس شده است و از نظر آنها مجلس وسيله اي بود براي ادامه همان اصلاحاتي كه در روزگار ناصرالدين شاه و مظفرالدين شاه ، توسط كساني مانند امير كبير،  سپهسالار ، امين الدوله و ...به نتيجه نرسيد و حالا افرادي مانند صنيع الدوله ،
سعد الدوله ،  احتشام السلطنه و .... در مجلس و مشير الدوله ، ناصر الملك و ... در دولت فرصت
 مناسب تر و يا پشتوانه بيشتري پيدا كرده اند تا اين انديشه هاي اصلاحي را پياده كنند و اعتقاد داشتند مجلس با همه كاستي هايش مي تواند از راه هاي عادي (نه انقلابي)زمينه هاي ترقي و اصلاح را فراهم نمايد. (21)بنابراين عليرغم اينكه عناصر تندرو و انقلابي در مجلس و خارج مجلس از طريق انجمنها سعي مي كردند مجلس را به دامان حركت هاي تند و انقلابي بخصوص نسبت به شخص شاه بكشانند مجلس مقاومت مي كرد، (22) بر اين اساس مجلس خواه نا خواه در مسائل مختلف رويه اصلاح داشت و همين رويه در برخورد با قرار داد 1907 هم اعمال شد و تصور اين بود كه اگر دشمني نيروهاي خارجي تحريك نشود با لطبع عوارضي هم از طريق قرار داد براي ايران متصور نيست بهمين جهت عناصر تندرو و انقلابي به طرق مختلف لااقل در مجلس اجاز ه تندروي نداشتند و يا حتي طرد مي شدند، (23) و به احتمال زیاد آمدن رئيس الوزرا و وزير خارجه به مجلس و توجه دادن نمايندگان به رعايت نزاكت بين المللي در جلسه مورخه 2  شوال 1325 در همين راستا بوده است، (24) البته بواسطه روابط خصوصي كه بين تندروان مجلس و انگليسي ها وجود داشت (25 ) لااقل در رابطه  با قرار داد 1907 بخصوص آنجا كه مربوط به انگليس مي شد تندروي مشاهده نشده و با توجه به ارتباطي كه انجمن هاي تندرو و كميته انقلاب كه چندتن از وكلاي مجلسي هم جزء آن بودند با حزب اجتماعيون عاميون قفقاز، كه رابطه خوبي با انگليس داشت ، برقرار بود غير از اين هم نمي توان انتظار داشت (26) و شايد همان صفتي كه آدميت در مورد آنها بكار برده است بي جا نباشد،(27) البته مشروطه خواهان و وكلاي مجلس به دلايل متعدد به روسيه بي اعتماد و انگليس را دوست خود مي شمارند:

« بريتانياي كبير بحساب آنكه سفارتش 14 يا 15 هزار نفر را در تابستان 1907 پناه داده و امر منجر به اعطاي مشروطيت از طرف مظفرالدينشاه گرديده بود. در ميان ايرانيان محبوبيتي بسزا پيدا كرد (28) »

محمود محمود مي گويد :« در اين ايام ]مشروطيت[ مردم ايران عموما دولت انگلستان را حامي مللي تصور مي كردند كه به آنها ظلم و ستم وارد آمده و برعكس روسها را چنين مي پنداشتند كه دشمن جان و مال دول كوچك و ضعيف است و يك دولت جا بر وظالم و مستبد و متعدي است (29).

و اين دوستي به طريق مختلف ابراز شده بود :

« برادران تامسون ، سرمور تمير ديورند ،  سرآرثرهاردينگ و كاردار هاي متعدد سفارت انگلستان پيوسته نزد ايرانيان از دوستي و پاكدامني و شرافت دم مي زدند و از اين كار خسته نمي شدند و هرگز اين فرصت را از دست نمي دادند كه از انگلستان به عنوان نمونه فضيلت ياد كنند و مي گفتند كه پارلمنت انگلستان مادر همه پارلمانها است . پس درك اين نكته آسان است كه چرا آزاديخواهان ايران انتظار پشتيباني از انگلستان داشتن و از شنيدن خبر امضاي قرار داد روس و انگليس يكه خوردند . »(30)

به دنبال امضاي قرار داد مي رفت كه موقعيت انگليس هم مانند روسيه در اذهان مشروطه خواهان سقوط كند اما وزير مختار انگليس سر اسپرينگ رايس با نوشتن نامه اي به وزارت خارجه كه در روزنامه حبل المتين هم چاپ شد و عين آن را در صفحات قبل آورديم (31) توافق روس و انگليس را توجيه و با اين كار آبي به آتش ريخت بگونه اي كه در مذاكرات وكلاي مجلس درباره قرار داد ردپاي توجيهات رايس كاملا مشاهده مي شود ،(32)البته ناگفته نمايد كه در داخل هيئت حاكمه انگليس – مجلس و دولت –قرار داد هم موافق و هم مخالف داشت ، همانطور كه در مطبوعات آنجا.(33) بنابراين براي ايراني ها كه به حمايت هاي انگليس دلخوش داشتند هميشه عامل پيوند و اميدواري مهيا بود ،بر اين اساس قرار داد 1907 كه مي توانست ريشه اين دلخوشي ها را بخشكاند با تلاشهاي ديپلماتيك پنهان و آشكار عوامل انگلستان ، در توجيه قرار داد ، چنين نتيجه اي را به بار نياورد.البته اين بدان معنا نبود كه وكلاي مجلس و دولت افراد ساده لوحي بودند ، بلكه آنها عموماً نفع كشور را اين مي دانستند كه در موقعيتي كه كشور مواجه با مشكلات متعدديست خود را درگير مسائل خارجي نكنند، حتي عناصر تندرو و انقلابي – كه البته تندروي آنها شامل شاه و روسيه بود نه انگليس – در اين زمينه با ديگر عناصر مجلس همراه بودند و باز كردن جبهه ديگري را نه لازم و نه شدني مي دانستند به همين خاطر توجيهات روس و انگليس را پذيرفتند و تنها در چارچوب موازين بين المللي يه پروتست نسبت به قرار داد بسنده كردند .طيف مخالفت هاي وكلاي مجلس نسبت به قرارداد از ابزار تعجب و تاسف شروع شد و به ادعاي تقسيم تجاري و سياسي ايران بوسيله دولتين روس و انگليس ختم شد ، ایشان اعتراض خود را  از يك طرف با درخواست ارسال يك نامه مستدل و ديپلماتيك از طرف وزارت خارجه براي دولتين روس و انگليس ،  كه سواد آن براي سفارت خانه مقيم تهران هم فرستاده شد، بيان کردند و از طرف ديگر بسراغ باطل السحر قرار داد رفتند، باطل السحری که توجه اصليش معطوف بود به امور داخلي از جمله ايجاد اتحاد و عدم نفاق و اختلاف، حفظ امنيت كشور، بهبود اوضاع معيشي مردم و البته يك اقدام جالب ، تشكيل قشون براي حفظ مرزها در مقابل تهاجم خارجي . بنابراين آنهائيكه رفتار مجلس را از روي ترس و وابستگي (34) ، غير انقلابي و سرد(35) و ناشي از كم اطلاعي و ناآگاهي (36) مي دانند از يك مجلس اصلاحي چه انتظاري پيش از اين مي توانند داشته باشند .

با كمي دقت در اوضاع زمانه و مرورحوادث از جمله آمد و رفت كابينه هاي مستعجل ،  ترور اتابك ، درگيري هاي شاه با مجلس و مشروطه - بگونه اي كه مجلس حتي تا زمانيكه به توپ بسته شد نتوانست مشروعيت خود را به شاه و مشروعه طلب هاي بيرون مجلس اثبات كند ،  مسئله داد خواست ها و مشكلات مناطق كشور كه بسياري از اوقات مجلس را به خود اختصاص داده بود ، دعواي مشروعه خواهان و بست نشيني آنها، توقعات انجمن هاي مختلف ،كه شمار آنها به قريب 50 عدد مي رسيد، و صدها مسئله ديگر همه و همه مانع از آن بود كه مجلس بتواند وظايف قانوني و مورد انتظار خود را بنحو مطلوب انجام دهد، هر چند كه همين مقدار هم با آنها وضعيت قابل تقدير است.

بنابراين هر گونه فرضيه ي ديگري كه انتظار عكس العملي سواي آنچه مجلس در مقابل قرار داد 1907 انجام داد پذيرفتني نيست، فرضياتي كه مي تواند به طريق زير مطرح شود :

1-اصولا چون مشروطيت و مشروطه خواهي سوغات فرنگ [بخصوص انگليس] بود ،از مجلس منبعث از آن ، که  و مرعوب انگليس و روس است ، توقعي نمي توان داشت ، اين نظر بيشتر از جانب افرادي چون محمود محمود و مشروعه خواهان ابراز مي شود :

«در آن ايام و در آن وضع ملت ايران براي حكومت مشروطه آماده نبود ملت ايران خواهان چنين تحفه نبود اما اين تحفه را ديگران [انگليس]  كه بدخواه ايران بودند براي ضعف و زوال دولت و ملت ايران هديه كردند .»(37)

و همين ديدگاه است كه محمود را ازدركي درست از موضع گيري مجلس نسبت به قرار داد 1907 مانع مي شود و او را وادار مي كند تا ضمن نقل سخنان متین ميرزا ابوالحسن خان درباره قرارداد و تمجيد از آن بگويد:

«هر دفعه سايرين ]ساير وكلا[مطلب او  ]میرزا ابوالحسن خان [ را لوث كرده و بجاهاي ديگر مي كشاندند و موضوع از بين مي رود. اين بود سياست اولياي امور در اين ايام!»(38)

در واقع محمود وكلا را متهم به بي تفاوتي مي كند . با كمي دقت و نگاهي منصفانه به كارنامه مجلس نه تنها نشاني از بي تفاوتي مشاهده نمي شود بلكه جدا از اقدامات داخلي ، در مقابله با استعمار خارجي نيز اقداماتي در خور، از جمله منع هر گونه قرضه خارجي ، تاسيس بانك ملي ، بررسي نحوه واگذاري امتيازات گذشته ، حساب كشي از شركت نفت ، طرح تاسيس قشون به كمك كشروهاي بي طرف و.... از جانب ایشان انجام گرفت. بدون هياهو (39).

مشروعه خواهان هم كه نظرات خود را در مورد مجلس و مشروطه از طريق بست نشيني ها و در رسائل متعددشان بيان مي كردند از همان ابتدا مجلس و روند آنرا با اكراه پذيرفتند ، مجلس را كفر خانه مي دانستند. ايشان در نامه مورخه 12 شوال 1326 به محمد علي شاه (دوران استبداد صغير ) ، نظر غايي خودشان را اينگونه اعلام كردند : « .... مجلس شوراي عمومي منافي با قواعد اسلام است و ممكن الجمع نيست ... » . در واقع ايشان هيچ گونه مشروعيتي براي مجلس و مشروطيت قائل نبودند تا اصولاً از آن توقعي داشته باشند . (40)

2- مجلس چون انقلابي نبود اقداماتش در مقابل قرار داد داراي شور و گرمي لازم نبود . اين نظر از سوي كسروي ويا كساني كه انتظار داشتند وكلاي مجلس از طريق سخنراني هاي مهيج و يا احيانا وادار كردن دولت به رفتارهاي تند نسبت به دولتين روس و انگليس ، مانند قطع رابطه، اعلام جنگ و ... در مقابل قرار داد عكس العمل نشان دهند ، ابراز شد. در واقع اين افراد بدون در نظر گرفتن توان و جايگاه سياسي ايران در آن زمان رفتاري را توقع داشتند و دارند كه متناسب باعصر جمهوريت كنوني ايران است.اينك نظر كسروي:

ولي راستي را بيشتر نمايندگان از اندازه زيان آن [قرار داد 1907] آگاه نمي بودند و از اينرو شور و گرمي كه مي بايست ديده نشد (41)

3- وكلاي مجلس درويش مآب و بي اطلاع از اوضاع و جريان سياست دنيا بودند به همين خاطر در مقابل قرار داد برخورد شايسته ای را انجام ندادند .

مهدي بامداد ضمن شرح حال صادق مستشارالدوله ،كه به غلط وي را رئيس مجلس قلمداد مي كند و نقل ناقص سخن وي كه گفته بود قرار داد با استقلال ايران اصطكاكي ندارد و به ما مربوط نيست، مي گويد:

          «از طرف نمايندگان اين وصف و تفسير با عبارات گوناگون تائيد گرديد» (42)

و در پاورقي نظر خودش را راجع به وكلاي مجلس مي آورد :

«معلوم مي شود كه هم رئيس و هم نمايندگان مجلس مردمان بي اطلاع از جريان سياست دنيا بود ه اند » (43)

يا احمد پژوه مترجم كتاب انقلاب ايران وكلاي مجلس را به «درويش مآبي يا بي اطلاعي از حدود استثمار » متهم مي كند(44)

درست است كه همه وكلاي مجلس افرادی با سواد و دنيا ديده به مفهوم مطلوب نبودند ، اما هر كدام از وجوه طبقات خود بودند و عموما آدمهايی دلسوز و مشتاق خدمت و آموزش ، بهمين خاطر بود كه صديق حضرت ، معلم مدرسه سياسي و از نمايندگان ترقيخواه مجلس  ، در خانه خود به بعضی از ایشان درس حقوق اساسي مي داد. (45) البته ناگفته نماند كه ما به بسياري از ناآگاهي ها ، بي تفاوتي ها ، ترسها و يا احيانا وابستگي ها و جاه طلبي های بعضي از وكلا واقفيم و آنها را كتمان نمي كنيم ، بحث مادر كليت مجلس است كه كارنامه اش با توجه به موضع اصلاحي اش قابل دفاع است.

در نهایت با تامل در انتظارات ديگري كه از مجلس سراغ گرفته مي شود مي توان ليست اين انتظارات را با توجه به  امكانات و شرايط جامعه و عوارض احتمالی آن مقايسه و مشخص كرد

كداميك از اين انتظارات مي توانست باطل السحر قرار داد 1907 باشد:

1-انجام سخنراني هاي مهيج و انقلابي و بسيج همگاني در اعتراض به قرار داد با توجه به فرصت طلبي بعضي از انجمن ها و آشفتگي هاي كشور !

2-قطع رابطه سياسي با دولتين روس و انگليس و اخراج سفراي آنها و احضار سفيران ايران از آنجا عليرغم وابستگي هاي مختلف !

3-اعلام جنگ !!! با توجه به ضعف مفرط نيرو و تجهيزات نظامي

4-...

و من اله التوفيق

زمستان 1386

محمد رضا روزبهاني

پي نوشت ها :

1-محمود محمود، تاريخ روابط سياسي ايران و انگليس، جلد 8 ، تهران اقيال ، چاپ چهارم . ص 113

2-دكتر فيروز كاظم زاده ،روس و انگليس در ايران (1864-1914) ، ترجم دكتر منوچهر اميري ، تهران، انتشارات و آموزش انقلاب اسلامي ، چاپ دوم 1371 ، ص 447

3-محمود ، پيشين ، ص 114

4-احمد كسروي ، تاريخ مشروطه ايران ، تهران ، امير كبير ، چاپ نزدهم 1359، جلد دوم ص 458 و شماره 112 مورخه 30 رجب المرجب 1325

5-محمود ، پيشين ، ص 185

6-كسروي ، جلد اول ، ص 447

7-كاظم زاده ، پيشين ، ص 4-472

8- محمود ، پيشين ، ص 192

9-حبل المتين شماره 115 مورخه  شنبه  5 شعبان 1325- 5 سپتامبر 1907

10-روزنامه مجلس ، از اين به بعد هر جا به مقالات و يا مذاكرات مجلس اول  كه در «روزنامه مجلس» چاپ شده است ، چون تاريخ ها ذكر مي شود ديگر نيازي به ارجاع در پي نوشت ديده نشد.

11-باقر عاقلي ، نخست وزيران ايران از انقلاب مشروطه تا انقلاب اسلامي ،تهران، انتشارات جاويدان ،چاپ دوم 1374،
ص 58

12- روزنامه مجلس ، شماره 189

13-جزئيات مطالب در آثار زير قابل مشاهده است:

الف: يونس مرواريد، از مشروطه تا جمهوري نگاهي به ادوار مجالس قانگذاري ... ، تهران ، نشر اوحدي 1377

ب: زهرا اشجعي ، نخبگان سياسي ايران از ... (چهار جلد) ، تهران ، انتشارات  سخن 1372

ج: مهدي ملك زاده ، تاريخ انقلاب مشروطه ايران (سه جلد)  تهران ، انتشارات علمي ، چاپ سوم 1371

د: مخبر السلطنه هدايت ، خاطرات و خطرات ، كتابفروشي زوار ، چاپ سوم ،‌1361 .

ه- علي اصغر شميم ، ايران در دوره سلطنت قاجار ، تهران ، انتشارات علمي ، چاپ دوم 1370

و- احمد كسروي ، پيشين

ز- محمود محمود ، پيشين

-عبداله مستوفي ، شرح زندگاني من ، يا تاريخ اجتماعي و اداري دوره قاجاريه ، تهران ، انتشارات زوار ، چاپ سوم 1371

14- همان

15- فريدون آدميت ، ايدئولوژي نهضت مشروطيت ، جلد اول، تهران، انتشارات پيام. ص 359

16- منصوره . اتحاديه ، پيدايش و تحول احزاب سياسي  ص 103

17- آدميت . پيشتن ص 361

18- يونس مرواريد پيشتتن . ص 98-97

19- آدميت ، پيشتن . ص 362

20- همان ، ص 64-360

21- همان ، ص 367

22- ملك زاده ، پيشتن . ص 420

23- يحي دولت آبادي ، پيشتن ، جلد (2) ، ص 126-128-158

24- روزنامه مجلس ، مذاكرات 2 شوال 1325

25- يحي دولت آبادي ، پيشتن . جلد (2). ص 324

26- مریم جواهري ، نقش علما در انجمنها و احزاب دوران مشروطيت ، تهران ، انتشارات مركز اسناد انقلاب اسلامي 1380، ص 142 و آدميت ، جلد دوم ، بخش پنجم .

27- آدميت ، پيشتن . جلد دوم ، ص 366

28- براون ، پيشتن . ص 6-175

29- محمود ، پيشتن ، ص 5-184

30-كاظم زاده . پيشتن ص 480

31- رجوع شود به صفحه

32- به مذاكرت مورخه  26 شعبان 1325  كه در صفحه 9 همين مقاله آمده مراجعه كنيد.

33- كاظم زاده . پيشتن ، ص 84-483 و حبل المتين شماره هاي 112 الی 117  و براون ، ص 174 به بعد و  روزنامه مجلس شماره هاي مثلاً 216 ، 217

34- محمود ، پيشتين ، ص 205 

35- احمد كسروي ، ص 461

36- براون ،191   بامداد ص 167

37- محمود ، ص 102

38- همان ، ص 205

39- زهرا اشجعي ، پيشتن ، ص 6-194 و آدميت ، جلد دوم ، ص 433 به بعد

40- زرگری نژاد ، غلامحسین ، رسائل مشروطیت ، تهران 1374

41- احمد كسروي ، پيشتن جلد 2 ص 461

42- با مداد ، پيشتن ، جلد 2 ص 167

43- همان ص 167

44- براون ، پيشتن ، ص 191

45- آدميت ، جلد 2 ، ص 174


فهرست منابع:

1-آدميت ، فريدون ، ايدئولوژي نهضت مشروطيت (جلد اول ) تهران ، انتشارات پيام

2-آدميت ، فريدون ، ايدئولوژي نهضت مشروطيت (جلد دوم )تهران ، انتشارات روشنگران

3-اتحاديه منصوره ، پيدايش و تحول احزاب سياسي

4- اتحاديه ، منصوره ، مجلس و انتخابات ، تهران ، نشر تاريخ ايران ،چاپ اول 1375

5- اشجعي ، زهرا ، نخبگان سياسي ايران از انقلاب مشروطيت تا انقلاب اسلامي (چهار جلد )، تهران انتشارات سخن 1372

6-براون ، ادوارد، انقلاب ايران ، ترجمه وحواشي احمد پژوه ، تهران انتشارات كانون معرفت چاپ دوم 1338

7-بامداد ، مهدي . شرح حال رجال ايران در قرن 12 و 13 و 14 هجري (6 جلد)، تهران كتابفروشي زوار ، چاپ چهارم 1371،

8- جواهري ، مريم ، نقش علما در انجمنها و احزاب دوران مشروطيت ، تهران. انتشارت مركز اسناد انقلاب اسلامي ، 1380

9-دولت آبادي ، يحيي ، حيات يحيي (جلد اول و دوم ) تهران ، انتشارات عطارچاپ ششم 1371

10- زرگری نژاد ، غلامحسین ، رسائل مشروطیت ، تهران ، 1374.

11- سفري، محمد علي، مشروطه سازان ، تهران ، نشر علم، چاپ اول 1370.

12- شميم ، علي اصغر ، ايران در دوره سلطنت قاچار ، تهران ،انتشارات علمي ، چاپ دوم 1370

13- عاقلي ، باقر ، نخست وزيران ايران از انقلاب مشروطه تا انقلاب اسلامي ، تهران انتشارت جاويردان ، چاپ دوم 1374.

14-كاظم زاده ، دكتر فيروز، روس و انگليس در ايران (1866-1914) ، ترجمه دكتر منوچهر اميري، تهران، انتشارات و آموزش انقلاب اسلامي- چاپ دوم 1371

15- كرماني، ناظم الاسلام، تاريخ بيداري ايرانيان (بخش اول و دوم )،تهران موسسه انتشارات آگاه چاپ چهارم 1362

16- كسروي – احمد ، تاريخ مشروطه ايران (دو جلد) تهران – امير كبير ، چاپ پانزدهم 1359

17- محمود ، محمود، تاريخ روابط سياسي ايران و انگليس (جلد 7 و 8 ) ، تهران،اقبال ، چاپ چهارم

18- مرواريد، يونس ، از مشروطه تا جمهوري نگاهي به ادوار مجالس قانونگذاري .. .،نشر اوحدي 1377

19- مستوفي ،‌ عبدالله ،‌ شرح زندگاني من يا تاريخ اجتماعي و اداري دوره قاجاريه ، تهران ،‌انتشارات زوار ، چاپ سوم ،‌ 1371 .

20-ملك زاده ، مهدي ، تاريخ انقلاب مشروطه ايران (سه جلد )، تهران – انتشارات علمي ، چاپ سوم 1371

21- هدايت ، منخبر السلطنه ، خاطرات و خطرات ، تهران ، كتابفروشي زوار ،‌ چاپ سوم  ، 1361 .

نشریات

1-     روزنامه حبل المتین

2-     روزنامه مجلس